چه جالب است که روح همه نوستالژی ها و گذشته ها شبیه به هم است!! توصیف فوق العاده ای که آقای گلمکانی از گذشته و خانه و belle epoque کرده بود خیلی شبیه همان چیزیست که وقتی بهش فکر میکنم روحم را نوازش میدهد و قلبم را پر مکند از حسی لطیف...بی اندازه لطیف.....ولی حیف که نمیتوانم به شیوایی قلم ایشان از گذشته ام بگویم...جوری که خواننده را جادو کند! همان کاری که این نوشته با من کرد..........
امید غیائی
[ Mon 08 Dec 2008 ~ 3:50 PM ]
هوشنگ گلمکانی نثر فوق العاده ای داره.چه سینمائی بنویسه چه غیر سینمائی.راستش همیشه نثرش رو تحسین میکردم.اینکه بتونی انقدر خوب کلمات رو کنار هم بچینی به شدت سلیقه میخواد و اینکه بشه همه رو توش سهیم کرد ،ذوق.
یه روزایی توی زندگی هیچ وقت بر نمیگرده
مثل خیلی از آدما .
چه جالب است که روح همه نوستالژی ها و گذشته ها شبیه به هم است!! توصیف فوق العاده ای که آقای گلمکانی از گذشته و خانه و belle epoque کرده بود خیلی شبیه همان چیزیست که وقتی بهش فکر میکنم روحم را نوازش میدهد و قلبم را پر مکند از حسی لطیف...بی اندازه لطیف.....ولی حیف که نمیتوانم به شیوایی قلم ایشان از گذشته ام بگویم...جوری که خواننده را جادو کند! همان کاری که این نوشته با من کرد..........
هوشنگ گلمکانی نثر فوق العاده ای داره.چه سینمائی بنویسه چه غیر سینمائی.راستش همیشه نثرش رو تحسین میکردم.اینکه بتونی انقدر خوب کلمات رو کنار هم بچینی به شدت سلیقه میخواد و اینکه بشه همه رو توش سهیم کرد ،ذوق.
به عنوان سوغاتي! واسه برادرم تنگنا رو خريدم. خودم تقريباً دارم تمومش مي كنم. مباركش باشه واقعاً. ذات خرابه ديگه. ;)خوندنش كيف داره.ديدنش هم.