عین.میم: دقت که نکرده بودم. اما حالا که می گی....
اگه می دونستم این جوریه دست رد به سینه ش نمی زدم! کاش زودتر می گفتی امیرجان.
مهسا
[ Tue 18 Nov 2008 ~ 12:00 PM ]
وا کاکو!ای کارو چی بود که کردی؟ چه کار به کار ناموس مردم داری؟با ای عکسو که تو انداختی فردا پس فردا براش حرف درمیارنا.ولی تو مانکن و زیبا بودن شیرازیوی عزیز هیچ شکی نیس.(مثل بنده)
خواهش می کنم نازلی ل.م جان.خودم می دونم،همیشه خوب میام.(لبخند)
عین.میم: شوموم مانکنی پس! بعد هم خوبه همین جور هی نون قرض بدید به هم و نوشابه باز کنید واسی هم تا چاق و چله بشید بیفتید از مانکنی. ها!
آرش
[ Tue 18 Nov 2008 ~ 2:28 PM ]
جهت روشنایی ذهن:
این لباس قشقایی های جنوب فارس است نه شیرازی ها!
در ذهن کلیشه ای تهرانی: فارس = شیراز
نمي دونيد چقدر اين عكس ملسه براي كنار پورتمن چسبوندن. اينجوري ديگه خيالم از بابت حجاب پورتمن هم راحته. فقط كله اش كنده ميشه مياد درسسسسسسسسست زير اين پوشش شيرازي. با اينكه بازم اين پوشش من رو اقناع نمي كنه. كاش از زير يه مقنعه سرش بود. :)
عین.میم: خب من هر وقت یه عکسی می خوام بذارم این جا به این هم فکر می کنم که باز چه نقشه ای توی کله ی شماها شکل می گیره.
ولی ناتالی با این لباس قشقایی هم خوشگل می شه ها. نه؟ حالا کله ش هم گنده شد شد، ناتالی با کله ی گنده هم خوبه. از بس خوبه تخم سگ!!
عسل
[ Tue 18 Nov 2008 ~ 6:17 PM ]
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خیلی بامزه است خیلی...عجب سفرنامه ای داره میشه...
عسل
[ Tue 18 Nov 2008 ~ 6:21 PM ]
راستی یه جایی هست نزدیک شیراز به اسم بهشت گمشده شنیدم خیلی قشنگه...من وقتی رفته بودم شیراز نشد برم اونجا...ولی خیلی دوست داشتم می رفتم.شما حتما برید و برای ما عکساشو بذارید.البته یادتون باشه که حسابی لباس گرم بپوشید چون الان خیلی سرده...
عین.میم: چیزی نشنیدم در موردش عسل جان. اما شیراز خودش سراپا بهشت است. من عاشق این شهر و مردمان مهربان و دوست داشتنیش هستم. حیف که نمی تونم درخواستت را انجام بدم. چون الان تهران هستم. ولی در سفر بعدی - که همین امسال خواهد بود - حتماً به بهشت گم شده ی شما هم خواهم رفت.
سلام اخوي...
شما چقدر با ريش خوب و مقبول هستيد...نكنه شيطون گولت بزنه ريشارو بدي بر باد...
يه چيزي تو مايه هاي مافياي روسيه و در اين حدود...
در ضمن...از اين مجموعه شيراز خيلي خيلي لذت مي بريم.
ايضا...ديدي 40چراغم داره از دست ميره
عین.میم: بنده این ریش رو تا دوسه ماه دیگه دارم و اونو تقدیم می کنم به شما دوستان عزیز و همراهان مهربان.
قضیه ی چلچراغ چیه؟ نشنیدم چیزی.
علی کاظمیان باجگیران
[ Wed 19 Nov 2008 ~ 12:31 AM ]
حاجی یه تکون!
عین.میم: :))
نازلی ل.م
[ Wed 19 Nov 2008 ~ 1:35 AM ]
شازده !جون هر کی دوس داری بیا این شیرازو بی خیال شو ...
اقا ما یه پست باحال میخواااااااااااااااااااایم .اون فیلمه که قرار بود معرفیش کنی نمیشه حالا از همون شیراز معرفیش کنی ...
پ.ن: یکی از کامنتهای پست قبلیتونو خوندم ، یه چیزی یادم اومد؛این مردمان خراسان کبیر هر چی باشند پاچه خار نیستن فردوسی رو هم همین جور الکی تقدیم کسی نمیکنیم ... ها یره ...!! گرفتی که... :دی;)
عین.میم: تو آخرش این جا یه خونی چیزی راه میندازی بابام جان! به قول اصفهانی ها این قدر نزُکید با هم!
چه بهم میاین!!!!از قدیم گفتن کبوتر با کبوتر مانکن با مانکن...یا یه همچی چیزی!!
Afsaneh gol
[ Wed 19 Nov 2008 ~ 2:15 AM ]
man akharesh nafahmidam chejoori visaye shirazo gerefty amooooooooo ma ke nasl an dar naslemoon shirazie va yani aslan na faran bacheye inja hastim natoonestim vase doostemoon visaye shirazoo joor konim baba too dige ki hasty wowwwwww good job
A.M: ma partimooon kheili koloft bood azizam. khasti doostato moarefi kon khodam vizashuno jur mikonam. midooni ke man dar zamineye visa va eghamat o green card o ina motekhasesam, kakam joonom. haa!
عین.میم: حقا که خبرنگاری ها! با چشمون تیزبین خویش واقیعت ها رو می بینی و انعکاس می دی. زنده باد رکن چهارم دموکراسی!
امید غیائی
[ Wed 19 Nov 2008 ~ 10:29 PM ]
آقا عجب مانکنائی داره شیراز.نرفته دلمون رفت.موهاش چه قشنگه لعنتی.
عین.میم: راحت باش امید جان. بگو! خودتو سانسور نکن. نذار چیزی تو دلت بمونه!
نازلی ل.م
[ Thu 20 Nov 2008 ~ 1:17 AM ]
ول کام بک شازده ... به قول بعضیا :ط (همون :ایکسه )
چه عجب دل از این شیرازو کندی ... یره جان.
بعدم به جان بچه م بدون ریش جذابتری حالا یه ذره ؛نه این همه ... ;))
بعدم کی ،چی ؛کجا ...؟!من؟! خون... ؟!!! یه چیزی میگیا ... قربونت برم .
ای هنرمند ... ای زیبا ... ای خوش تیپ... ای چخوف... ای برد پیت (آخه میدونی که پیت جان هم مث تو مارلبورو میکشه )ها ها ها ... مُردم از پاچه خاری ... :دی
بعدم مهسا ... هانی؛ حالا ما یه چی گفتیم تو چرا اینقد قربون صدقه خودت میری (اخه شازده گفت چاق و اینا ... یعد تازه یادم اومد رژیم دارم ):دی
اخه من موندم شما با اون "شکم "که تو عکس وَل وَل میزنه کجاتون به مانکنا رفته ... :دی هااااااااااااااااااااااااااااا؟!!
سلام
من چند وقت بود نبودم حالا که اومدم دلم نیومد واسه این عکسه چیزی نگم.
بنظر من این خانومه سنش برای شما زیاده.شما به این مهربونی باید یه خانوم جوونتر و خنده رو کنارتون بایسته.
آخه این اخم چیه؟کجای دلمون بذاریم اینو؟
این پیشنهاد ناتالی هم خیلی خوبه.مثل خودتون دوست داشتنیه.
عین.میم: دستتون درد نکنه کتی خانوم. به خدا منم زبونم مو درآورد از بس به این خاله م اینا گفتم این دخترای دهه ی شصتی زیادی پیرن واسه من، بگردین یه زن دهه ی هفتادی چیزی گیر بیارین به خرج شون نمی ره که نمی ره. شما یه چیزی بگو خواهر!
mina
[ Thu 20 Nov 2008 ~ 10:51 PM ]
با این ریش نانجی این مدلی آدم یاد داستایوفسکی می افته
یک روز پدر رالف یک روز دست در دست ناتالی پورتمن یک روز داستایوفسکی و روز دیگر ...
و اما اینجا کجاست به نظر بازار وکیل می رسد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عین.میم: همون جاست. امروز شهزاد رحمتی هم (که یک مرد 40 ساله ست) به م گفت شبیه همین آقای یوفسکی که شما می گید شدم. هااا.
mina
[ Fri 21 Nov 2008 ~ 5:31 PM ]
همان شهرزاد رحمتی که با مجله فیلم همکاری می کند منظورتان است؟؟؟؟؟؟؟چقدر من خنگم تا امروز فکر می کردم ایشان زن هستند.
عین.میم: خب خیلی ها همین تصور را داشتند و دارند. برای همین هم اون پرانتز رو باز کردم و بستم دیگه. البته خدا رحم کرده واقعاً که شهزاد دختر نشده!
آقا بدجوری به هم می آیید ها! دقت کردی خودت؟ ;-)
عین.میم: دقت که نکرده بودم. اما حالا که می گی....
اگه می دونستم این جوریه دست رد به سینه ش نمی زدم! کاش زودتر می گفتی امیرجان.
وا کاکو!ای کارو چی بود که کردی؟ چه کار به کار ناموس مردم داری؟با ای عکسو که تو انداختی فردا پس فردا براش حرف درمیارنا.ولی تو مانکن و زیبا بودن شیرازیوی عزیز هیچ شکی نیس.(مثل بنده)
خواهش می کنم نازلی ل.م جان.خودم می دونم،همیشه خوب میام.(لبخند)
عین.میم: شوموم مانکنی پس! بعد هم خوبه همین جور هی نون قرض بدید به هم و نوشابه باز کنید واسی هم تا چاق و چله بشید بیفتید از مانکنی. ها!
جهت روشنایی ذهن:
این لباس قشقایی های جنوب فارس است نه شیرازی ها!
در ذهن کلیشه ای تهرانی: فارس = شیراز
با سپاس
یک شیرازی مقیم تهران
نمي دونيد چقدر اين عكس ملسه براي كنار پورتمن چسبوندن. اينجوري ديگه خيالم از بابت حجاب پورتمن هم راحته. فقط كله اش كنده ميشه مياد درسسسسسسسسست زير اين پوشش شيرازي. با اينكه بازم اين پوشش من رو اقناع نمي كنه. كاش از زير يه مقنعه سرش بود. :)
عین.میم: خب من هر وقت یه عکسی می خوام بذارم این جا به این هم فکر می کنم که باز چه نقشه ای توی کله ی شماها شکل می گیره.
ولی ناتالی با این لباس قشقایی هم خوشگل می شه ها. نه؟ حالا کله ش هم گنده شد شد، ناتالی با کله ی گنده هم خوبه. از بس خوبه تخم سگ!!
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خیلی بامزه است خیلی...عجب سفرنامه ای داره میشه...
راستی یه جایی هست نزدیک شیراز به اسم بهشت گمشده شنیدم خیلی قشنگه...من وقتی رفته بودم شیراز نشد برم اونجا...ولی خیلی دوست داشتم می رفتم.شما حتما برید و برای ما عکساشو بذارید.البته یادتون باشه که حسابی لباس گرم بپوشید چون الان خیلی سرده...
عین.میم: چیزی نشنیدم در موردش عسل جان. اما شیراز خودش سراپا بهشت است. من عاشق این شهر و مردمان مهربان و دوست داشتنیش هستم. حیف که نمی تونم درخواستت را انجام بدم. چون الان تهران هستم. ولی در سفر بعدی - که همین امسال خواهد بود - حتماً به بهشت گم شده ی شما هم خواهم رفت.
سلام اخوي...
شما چقدر با ريش خوب و مقبول هستيد...نكنه شيطون گولت بزنه ريشارو بدي بر باد...
يه چيزي تو مايه هاي مافياي روسيه و در اين حدود...
در ضمن...از اين مجموعه شيراز خيلي خيلي لذت مي بريم.
ايضا...ديدي 40چراغم داره از دست ميره
عین.میم: بنده این ریش رو تا دوسه ماه دیگه دارم و اونو تقدیم می کنم به شما دوستان عزیز و همراهان مهربان.
قضیه ی چلچراغ چیه؟ نشنیدم چیزی.
حاجی یه تکون!
عین.میم: :))
شازده !جون هر کی دوس داری بیا این شیرازو بی خیال شو ...
اقا ما یه پست باحال میخواااااااااااااااااااایم .اون فیلمه که قرار بود معرفیش کنی نمیشه حالا از همون شیراز معرفیش کنی ...
پ.ن: یکی از کامنتهای پست قبلیتونو خوندم ، یه چیزی یادم اومد؛این مردمان خراسان کبیر هر چی باشند پاچه خار نیستن فردوسی رو هم همین جور الکی تقدیم کسی نمیکنیم ... ها یره ...!! گرفتی که... :دی;)
عین.میم: تو آخرش این جا یه خونی چیزی راه میندازی بابام جان! به قول اصفهانی ها این قدر نزُکید با هم!
چه بهم میاین!!!!از قدیم گفتن کبوتر با کبوتر مانکن با مانکن...یا یه همچی چیزی!!
man akharesh nafahmidam chejoori visaye shirazo gerefty amooooooooo ma ke nasl an dar naslemoon shirazie va yani aslan na faran bacheye inja hastim natoonestim vase doostemoon visaye shirazoo joor konim baba too dige ki hasty wowwwwww good job
A.M: ma partimooon kheili koloft bood azizam. khasti doostato moarefi kon khodam vizashuno jur mikonam. midooni ke man dar zamineye visa va eghamat o green card o ina motekhasesam, kakam joonom. haa!
اون خانومه هم خودشو قاطي شما مانكن ها كرده؟
عین.میم: حقا که خبرنگاری ها! با چشمون تیزبین خویش واقیعت ها رو می بینی و انعکاس می دی. زنده باد رکن چهارم دموکراسی!
آقا عجب مانکنائی داره شیراز.نرفته دلمون رفت.موهاش چه قشنگه لعنتی.
عین.میم: راحت باش امید جان. بگو! خودتو سانسور نکن. نذار چیزی تو دلت بمونه!
ول کام بک شازده ... به قول بعضیا :ط (همون :ایکسه )
چه عجب دل از این شیرازو کندی ... یره جان.
بعدم به جان بچه م بدون ریش جذابتری حالا یه ذره ؛نه این همه ... ;))
بعدم کی ،چی ؛کجا ...؟!من؟! خون... ؟!!! یه چیزی میگیا ... قربونت برم .
ای هنرمند ... ای زیبا ... ای خوش تیپ... ای چخوف... ای برد پیت (آخه میدونی که پیت جان هم مث تو مارلبورو میکشه )ها ها ها ... مُردم از پاچه خاری ... :دی
بعدم مهسا ... هانی؛ حالا ما یه چی گفتیم تو چرا اینقد قربون صدقه خودت میری (اخه شازده گفت چاق و اینا ... یعد تازه یادم اومد رژیم دارم ):دی
اخه من موندم شما با اون "شکم "که تو عکس وَل وَل میزنه کجاتون به مانکنا رفته ... :دی هااااااااااااااااااااااااااااا؟!!
بعدم ... آقا من دلمممممم قطبی میخواد...[ crying]
اینو ببینید وحتمن دانلود کنیدالبته واسه اونایی که ندیدن و نکردن...
http://1pezeshk.com/archives/2008/11/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d9%81%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%b7%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d8%b3%d8%aa%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%be%db%8c%d8%b4-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%82%db%8c%d9%82%d9%87-45.html
دیگه اینکه نه چلچراغ خوشبختانه هنوز از دس نرفته به قول بعضیا فقط مشکلات داخلی بود واینا
http://bigsleep.wordpress.com/2008/11/18/319/
سلام
من چند وقت بود نبودم حالا که اومدم دلم نیومد واسه این عکسه چیزی نگم.
بنظر من این خانومه سنش برای شما زیاده.شما به این مهربونی باید یه خانوم جوونتر و خنده رو کنارتون بایسته.
آخه این اخم چیه؟کجای دلمون بذاریم اینو؟
این پیشنهاد ناتالی هم خیلی خوبه.مثل خودتون دوست داشتنیه.
عین.میم: دستتون درد نکنه کتی خانوم. به خدا منم زبونم مو درآورد از بس به این خاله م اینا گفتم این دخترای دهه ی شصتی زیادی پیرن واسه من، بگردین یه زن دهه ی هفتادی چیزی گیر بیارین به خرج شون نمی ره که نمی ره. شما یه چیزی بگو خواهر!
با این ریش نانجی این مدلی آدم یاد داستایوفسکی می افته
یک روز پدر رالف یک روز دست در دست ناتالی پورتمن یک روز داستایوفسکی و روز دیگر ...
و اما اینجا کجاست به نظر بازار وکیل می رسد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عین.میم: همون جاست. امروز شهزاد رحمتی هم (که یک مرد 40 ساله ست) به م گفت شبیه همین آقای یوفسکی که شما می گید شدم. هااا.
همان شهرزاد رحمتی که با مجله فیلم همکاری می کند منظورتان است؟؟؟؟؟؟؟چقدر من خنگم تا امروز فکر می کردم ایشان زن هستند.
عین.میم: خب خیلی ها همین تصور را داشتند و دارند. برای همین هم اون پرانتز رو باز کردم و بستم دیگه. البته خدا رحم کرده واقعاً که شهزاد دختر نشده!