سلام...
تا حالا ديده بودين يك تازه وارد اينقدر پررو باشه كه من هستم؟
به هرحال:
با نظر مريم موافقم(اصولا با اكثر نظراش موافقم!!)هم به دليل اينكه باز كردن صفحه ميتونه سورپرايز باشه وهم اينكه شما از قيد و چارچوب در مياييد...شايد يك روز حرفي از خودتون نداشته باشيد و اون روز مجبور باشيد از خودتون حرف بزنيد...كه اصلا قشنگ نيست...يا مثل همين وبگردي متاخر....شايد كار باشه و مانع بشه...
و اينكه لااقل اينجا كه كسي بالا سرمون نيست(تا حدودي البته...وگرنه نظار كبير روز به روز بيشتر ميشن اقاي معتمدي)...و فقط مخاطب خوب(منهاي من) وجود داره...راحت باشيم و چيزي باشيم كه اول خودمون...و بعد ديگران لذت ببرن ازش...
پس...هر جور راحتيور عشق است برادر...نه برنامه هفتگي...زنگ اول ياضي...زنگ آخر نقاشي.
سلام
بنظر من وجود نظم و اینکه مثلا بدونم فلان روز در مورد چه مساله ای قراره بنویسید خوبه.
ولی در مورد اینکه برنامه ی هر روز پر باشه با مریم جان موافقم.
مطمئنا همه بحثهایی که اینجا راه میافتاد رو خیلی دوست داشتن.که خب اگه برنامه ی هر روز پر باشه جاشون خالی می مونه و از خواندن نظرات هم محروم میشیم یا نمیتونیم پیگیریشون کنیم.
برنامه ای که ریختین خیلی تمیز و قشنگ بود.فقط شاید باید جای خالیشو کمی بیشتر کنید.
که اگر هم اتفاق تازه ای افتاد و شرایط ایجاب میکرد که سریع راجع به چیزی بنویسید(مثل یک اتفاق ورشی مثلا)بتونید از اون جاهای خالی استفاده کنید.
خیلی ممنون از اینکه از ما هم نظر خواستین.
موفق باشین.
سلام
منم موافقم با نظر مریم گلی جان.من بعد از این چند روز که اومدم و این مطالب رو دیدم یه احساس بگی نگی ناخوشایندی بهم دست داد.با این فرصت کم هم که دیگه مجالی نمی مونه برای بحث و گفتگو در مورد موضوع توی کامنتدونی.حالا می خواین چکار کنین به همین روال ادامه بدین یا یه رویه دیگه ای رو پیش بگیرین؟
سلام.
1- یک عمر ما هر روز خدمت رسیدیم شما تشریف نداشتید. حالا که ما یک مدت نتونستیم خدمت برسیم شما هر روز تشریف داشتید؟
2- من با مریم گلی موافقم. هر روز بنویسید ولی نه این طور نظاممند و کنترل شده.
سوفیا
[ Wed 30 Jul 2008 ~ 1:47 AM ]
سلام
به نظر من ایدهء خوبیست. این که هر روز مطلب جدید خواندنی بگذارید برای آنهای که زود به زود سر میزنند جذاب است. البته بستگی دارد به اینکه فرصتش را داشته باشید...
پینوشت: این را الان پیدا کردم. دانلود کنید و حظاش را ببرید: http://delawaz.blogfa.com/post-280.aspx
محمدرضا بزمشاهي
[ Thu 31 Jul 2008 ~ 6:44 PM ]
ميگويند الناس علي دين ملوكهم به نظر ميرسد تذبذب ... به شما هم سرايت كرده است يك روز تصميم ميگيريد كه روزانه مطلب بنويسيد كاري كه در ايران يك نفر يعني آقاي ابطحي انجام ميدهد آن هم با توجه به محدوديت دامنه موضوعات مطرح شده و حجم بالاي خوانندگان و روز ديگر با حرف يك خواننده كه فرصت خواندن همه مطالب را ندارد و از مطالب پيچيده خوشش نميآيد از تصميم خود منصرف ميشويد روزي كه تصميم به روزانه كردن وبلاگ خود گرفتيد بايد مواردي مانند مسافرت اشتغال و مانند اينها را در نظر ميگرفتيد ضمنا مطلبي در سايت آقاي ابطحي خواندم كه بد نيست شما هم بخوانيد http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146309560
عین.میم: حالا ما تذبذب مان به آقای ... رفته انتظار داریم انتقاد سازنده ی خوانندگان مان هم به روزنامه ی ... برود که به عنوان بهترین روزنامه ی منتقد ... انتخاب شد!!!
نازلي
[ Fri 01 Aug 2008 ~ 2:18 AM ]
البته يه ذره ديره،ولي منم موافقم،با مريم.البته اينجوري نوشتنتونم دوس دارم:دي نميدونم من جرا هميشه نيشم بازه)؛
« در حقیقت هیچ چیز به جز یک هدف در لحظه وجود ندارد . تمامی زندگی یک مرد توالی یک لحظه است پس از لحظه ی دیگر . اگر کسی کاملاً لحظه ی حال را درک کند کار دیگری برای انجام دادن نمی ماند . و چیز دیگری برای پیگیری کردن . »
گوست داگ به نقل از هاگاکوره
این نقل قول خیلی موجز نشان می دهد که چیز به ظاهر مفید و موجه ی مثل برنامه ریزی چه به راحتی می تواند عصاره ی لحظه های زندگی را بکُشد . و این که بعد از این همه تاریخ تمدن در دنیای امروز هنوز بدون برنامه ریزی و در لحظه زندگی کردن این قدر سخت است .
سلام...
تا حالا ديده بودين يك تازه وارد اينقدر پررو باشه كه من هستم؟
به هرحال:
با نظر مريم موافقم(اصولا با اكثر نظراش موافقم!!)هم به دليل اينكه باز كردن صفحه ميتونه سورپرايز باشه وهم اينكه شما از قيد و چارچوب در مياييد...شايد يك روز حرفي از خودتون نداشته باشيد و اون روز مجبور باشيد از خودتون حرف بزنيد...كه اصلا قشنگ نيست...يا مثل همين وبگردي متاخر....شايد كار باشه و مانع بشه...
و اينكه لااقل اينجا كه كسي بالا سرمون نيست(تا حدودي البته...وگرنه نظار كبير روز به روز بيشتر ميشن اقاي معتمدي)...و فقط مخاطب خوب(منهاي من) وجود داره...راحت باشيم و چيزي باشيم كه اول خودمون...و بعد ديگران لذت ببرن ازش...
پس...هر جور راحتيور عشق است برادر...نه برنامه هفتگي...زنگ اول ياضي...زنگ آخر نقاشي.
سلام
بنظر من وجود نظم و اینکه مثلا بدونم فلان روز در مورد چه مساله ای قراره بنویسید خوبه.
ولی در مورد اینکه برنامه ی هر روز پر باشه با مریم جان موافقم.
مطمئنا همه بحثهایی که اینجا راه میافتاد رو خیلی دوست داشتن.که خب اگه برنامه ی هر روز پر باشه جاشون خالی می مونه و از خواندن نظرات هم محروم میشیم یا نمیتونیم پیگیریشون کنیم.
برنامه ای که ریختین خیلی تمیز و قشنگ بود.فقط شاید باید جای خالیشو کمی بیشتر کنید.
که اگر هم اتفاق تازه ای افتاد و شرایط ایجاب میکرد که سریع راجع به چیزی بنویسید(مثل یک اتفاق ورشی مثلا)بتونید از اون جاهای خالی استفاده کنید.
خیلی ممنون از اینکه از ما هم نظر خواستین.
موفق باشین.
سلام
منم موافقم با نظر مریم گلی جان.من بعد از این چند روز که اومدم و این مطالب رو دیدم یه احساس بگی نگی ناخوشایندی بهم دست داد.با این فرصت کم هم که دیگه مجالی نمی مونه برای بحث و گفتگو در مورد موضوع توی کامنتدونی.حالا می خواین چکار کنین به همین روال ادامه بدین یا یه رویه دیگه ای رو پیش بگیرین؟
سلام.
1- یک عمر ما هر روز خدمت رسیدیم شما تشریف نداشتید. حالا که ما یک مدت نتونستیم خدمت برسیم شما هر روز تشریف داشتید؟
2- من با مریم گلی موافقم. هر روز بنویسید ولی نه این طور نظاممند و کنترل شده.
سلام
به نظر من ایدهء خوبیست. این که هر روز مطلب جدید خواندنی بگذارید برای آنهای که زود به زود سر میزنند جذاب است. البته بستگی دارد به اینکه فرصتش را داشته باشید...
پینوشت: این را الان پیدا کردم. دانلود کنید و حظاش را ببرید:
http://delawaz.blogfa.com/post-280.aspx
ميگويند الناس علي دين ملوكهم به نظر ميرسد تذبذب ... به شما هم سرايت كرده است يك روز تصميم ميگيريد كه روزانه مطلب بنويسيد كاري كه در ايران يك نفر يعني آقاي ابطحي انجام ميدهد آن هم با توجه به محدوديت دامنه موضوعات مطرح شده و حجم بالاي خوانندگان و روز ديگر با حرف يك خواننده كه فرصت خواندن همه مطالب را ندارد و از مطالب پيچيده خوشش نميآيد از تصميم خود منصرف ميشويد روزي كه تصميم به روزانه كردن وبلاگ خود گرفتيد بايد مواردي مانند مسافرت اشتغال و مانند اينها را در نظر ميگرفتيد ضمنا مطلبي در سايت آقاي ابطحي خواندم كه بد نيست شما هم بخوانيد
http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146309560
عین.میم: حالا ما تذبذب مان به آقای ... رفته انتظار داریم انتقاد سازنده ی خوانندگان مان هم به روزنامه ی ... برود که به عنوان بهترین روزنامه ی منتقد ... انتخاب شد!!!
البته يه ذره ديره،ولي منم موافقم،با مريم.البته اينجوري نوشتنتونم دوس دارم:دي نميدونم من جرا هميشه نيشم بازه)؛
آره ديگه :) منم باهاش موافقم.
« در حقیقت هیچ چیز به جز یک هدف در لحظه وجود ندارد . تمامی زندگی یک مرد توالی یک لحظه است پس از لحظه ی دیگر . اگر کسی کاملاً لحظه ی حال را درک کند کار دیگری برای انجام دادن نمی ماند . و چیز دیگری برای پیگیری کردن . »
گوست داگ به نقل از هاگاکوره
این نقل قول خیلی موجز نشان می دهد که چیز به ظاهر مفید و موجه ی مثل برنامه ریزی چه به راحتی می تواند عصاره ی لحظه های زندگی را بکُشد . و این که بعد از این همه تاریخ تمدن در دنیای امروز هنوز بدون برنامه ریزی و در لحظه زندگی کردن این قدر سخت است .