سوفیا  
[ Tue 24 Jun 2008 ~ 7:01 AM ]

سلام
چقدر من این شعر را دوست دارم....بخصوص که با صدای نامجو ی مان هم باشد....
راستی نامجو دوباره رفت. همین دیروز پریروز شنیدم.



امید غیائی  
[ Tue 24 Jun 2008 ~ 5:27 PM ]

خب اول از همه اینکه شاید خیلی خوب بازینکردیم روبروی اسپانیا اما آنقدرها هم بد نبود که ماتادورها لیاقت برد را داشته باشند.بفون کارکشته بود و کاسیاس باروحیه.آنجا که بوفون به پنالتی ها نگاه نمیکرد،فهمیدم یک جای کار میلنگد.فهمیدم خیلی به بازیکنانش ایمان ندارد و نتیجه اش را هم که دیدید.
حالا علیرضا خان شیرنشان ببینیم از پس بولدزرهای ترکیه برمیاید بعد کری قهرمانی بخوانید.در ضمن هلند که حذف شد یکمرتبه همه آلمانی شدند.ولی خدائیش دقیقه 118 که کل خوردند دیدید همه یکصدا""هنوز""تیمشون رو تشویق میکردند.ورزشگاه یکصدا "تورکیه تورکیه" بود.
با این اوصاف امیدوارم روسیه و گاس هیدینگ قهرمان بشن.
در ضمن مزاحتون در مورد پرسپولیسی بودن گاس خوب بود.
و اینکه خدا رو شکر مثل اینکه مسئول گطع برگ منطگه ما همشهریه حضرات بولدزره یاد شده بالاست.چونکه هر روز 12-2 ظهر برگامون گطع میشه.دستش مریزاد.
مخلص.
همین.

عین.میم: دست شما هم نریزاد!



الهام  
[ Tue 24 Jun 2008 ~ 5:36 PM ]

عجبا،شگفتا،من كه هر وقت شعرهاي حافظ رو خوندم انگشت حيرت به دهان گرفتم . آقا هر وقت فالي گرفتم ،مطابق واقعيت بود.هر وقتم كه تفنني شعرهاشو خوندم ،كلي لذت بردم. به نظر من كه جناب حافظ ، يك معجزه است.
راجع به اين كه گفتين ما توي مملكتي زندگي مي كنيم كه برنامه ريزي و اينا... واقعا قبول دارم خيلي هم با اين قضيه درگيرم ولي تلاش هاي بيهوده تا بوده همين بوده و اينا .

عین.میم: حافظه دیگه.



سوفیا  
[ Wed 25 Jun 2008 ~ 4:04 AM ]

ای بابا! من کی دنبال چشم و ابروی فوتبالیست ها بودم؟ از کل بازیکنان کل این جام , همین آردا چشمم رو گرفته.(متولد ۳۰ ژانویه ۱۹۸۷ و قد ۱۷۶ سانتیمتر. تنها اطلاعاتی‌یه که ازش دارم). حالا فرناندو تورس(اسپانیا) و فیلیپ لام(آلمان) هم ای.... یه نظر بد نبودند. بالاخره مام آدمیم. احساس داریم. ضمن اینکه آدمهای هنرمند و هنردوست حس استتیک قوی‌تری دارند و بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرند بالاخره.
پی‌نوشت: دو سه تا بازی بیشتر نمونده و این یعنی عیش‌مان به آخر رسید. دلم می خواهد سعی کنم بیشتر کش‌اش بدهم.....
پ.ن۲: شکی نیست که فردا شب ترکیه(آنهم با این تیمی که نفرات اصلی‌اش غایبند) می‌بره به هر حال.
پ.ن۳: امید تا الان رو نکرده بود که ایتالیایی‌یه. خوشحال شدم. و خدا هوادارها را نبخشد اگر......
پ.ن۴: این نمایش متن های کوتاه ساموئل بکت رو دیدم و کلی کیف کردم. عالی بود. از همین کارگردان قبلا «در انتظار گودو» را دیده بودم(آقای معجونی توش بازی می‌کرد) که به نظرم خیلی خوب نبود و نتوانسته بود اجرایی «بکتی» دربیاورد. اما این کار برای من که خیلی خوب با متن ها که شاید درخشان ترین شاهکارهای ادبیات نمایشی قرن بیستم هستند آشنا بودم(و بسیار بسیار بعضی از این متن‌ها را دوست دارم و باهاشون زندگی کردم) اجرایی استاندارد و دیدنی شده بود. فکر می کنم حتی برای مخاطب عام هم جذابیت داشته باشد. به هر حال توصیه می کنم که از دست ندید. در تالار مولوی اجرا می‌شه.



اكرم احمدي  
[ Wed 25 Jun 2008 ~ 4:02 PM ]

آخ آخ عجب فالي هم بوده .هم تيغ باريده هم شما گردن نهادين هم جام باده هم آيينه و عكس هم خوردن و خوردن ناگاه و بي گاه.بخت گمرا ه هم كه بوده برادر.قامت سرو عارض ماه ديگه چي مي خواي از خدا ؟



علیرضا شیرنشان  
[ Wed 25 Jun 2008 ~ 6:10 PM ]

اول از همه اینکه امید خان بدان و آگاه باش که من سالیان سال است که طرفدار جرمن ها بوده ام و خواهم بود.
بعدش هم اینکه فکر می کنم در مورد همشهری بودن من با مسئول قطع برق منطقه تان سخت در اشتباهی باشی، من با همین جناب علیرضا خان معتمدی همشهری ام.

عین.میم: جفت تان از چشم ام افتاده اید بد! با این سلیقه ی فوتبالی تان. آلمان و ایتالیا؟!!!! خداونداا. باز طرفدار پاس همدان بودید یا شیرین فرازی شهید قندی ای چیزی، اما....



حورا  
[ Thu 26 Jun 2008 ~ 1:23 PM ]

نمی دونی چه حالی بهت دست میده وقتی پست چی میاد دم در داد میزنه میگم خانوم ..... یه بسته سفارشی دارین
بعد تو پله ها را 5 تا یکیمی پری پائین به امید بسته ای از یک دویت
بعد میبینی بسته مال تو نیست. برای مادرته.
÷س من پند صد بار دیگه جلوی بقیه ضایع بشم و بسته ام نرسسه؟

عین.میم: ببخشید به خدا. می دونی که در چه اوضاعی بودم. ولی شنبه می فرستم. فقط آدرسو یه بار دیگه ایمیل کن لطفاً.



علیرضا شیرنشان  
[ Thu 26 Jun 2008 ~ 2:18 PM ]

عزیزان و دوستان آلمان ما هم رفت فینال....هورا



Angel-A  
[ Thu 26 Jun 2008 ~ 2:24 PM ]

الحمد لله. الحمد لله
چه خوبه که خوبی
خوب باشی همیشه .



کتایون  
[ Thu 26 Jun 2008 ~ 8:06 PM ]

سلام
دیشب در پی یک کنجکاوی با برادرم با دو تا تلویزیون بازی ترکیه و آلمان رو دیدیم.یک تاویزیون از کانال ZDF یکی هم شبکه ی 3 خودمون.
مقایسه تصاویری که این دو تا نشون میدادن کلی از خنده روده برمون کرد.
از همه بیشتر از اون لحظه ای کیفور شدیم که این آقای گل و همسر محجبشون بعد از گلهای ترکیه چقدر هیجان زده میشدن و همدیگه رو بغل میکردن و تصویر شبکه 3 به یک صحنه ی تکراری گیر میداد و هی تکرارش میکرد.
بالاخره این هم از جذابیتهای بصری جام ملتهاست دیگه.



کتایون  
[ Fri 27 Jun 2008 ~ 1:13 PM ]

چرا؟چرا؟چرا؟
چرا از اول احساسم رو نسبت به این تیم مخفی کردم؟
چرا وقتی دوستشون داشتم چیزی نگفتم؟
امید.سوفیا.هانیه.آقای معتمدی بیاین و حرف دل منو بخونید.آقای شیرنشان.شما هم تشریف بیارین و بخونید.
واقعا چرا من از اول نگفتم؟
چرا؟چرا؟چرا؟
روی اسم من کلیک کنید و ببینید من از دست خودم چی میکشم.

عین.میم: خب بعضیا این جوری ان کتایون جان. دَمِ فینال که می شه طرفدار یه تیم می شن. بعضی هم مثه شیرنشان توی نیمه نهائی طرفداری شونو علنی می کنن!!
زنده باد فرانسه که همون اول کار حذف شد :))



علي  
[ Fri 27 Jun 2008 ~ 9:58 PM ]

يه لينك به صداي نامجو رو كم داره پستت

عین.میم: لینکش رو نداشتم. راست می گی ولی.