کتایون  
[ Sat 21 Jun 2008 ~ 6:34 PM ]

سلام
به جز حلوا احتمال داره آش هم باشه.
آخی...من انقدر از نذری بردن و اینا خاطره دارم...
هر سال اربعین.محله ی مادربزرگ.صبح زود زدن در خونه ی همسایه ها.
یادمه پارسال در خونه ی یه پیرزنی نذری بردم به من گفت وایسا تا ظرفشو برات بیارم.نمیتونست خوب راه بره.عصا داشت.صورتش سفید و آروم و دوست داشتنی بود.بیشتر از نیم ساعت دم در خونش معطل شدم.وقتی برگشت دیدم توی ظرف برام از توی حیاطش گل یاس چیده و گذاشته.بعدم بهم گفت "کاشکه نوه ام اینجا بود و میدیدت.
اگه ایران بود تو رو براش میگرفتم.حیف که نیست"...
هیچوقت چهرش از یادم نمیره.
از اون پیرزنهای دوست داشتنی.
مهم اینه که آدم دلش جوون باشه.
موفق باشین.

عین.میم: آخ از یاس توی کاسه ی شسته شده ی نذری نگو که زیباترین تصویر رمانس های کودکیمه.
ضمن این که امسال خواستید نذری بدید مارو از یاد نبرید، ثواب داره به خدا!



زهرا  
[ Sat 21 Jun 2008 ~ 10:17 PM ]

اين دختركان را بذاريد براي همان پانزده ساله هاي امروزي پدرجان...هي ما هيچي نميگيم...

عین.میم: حیف بود آخه :))



فانی  
[ Sun 22 Jun 2008 ~ 2:11 AM ]

پس نوجوان درونت را بیدار کن!!



سعيد هدايتي  
[ Sun 22 Jun 2008 ~ 9:37 AM ]

دلم يه جورهايي شد رفتم به عالم هفده سالگي خودم ودخترك پشت درآن روزهايمان .هيچ آشي ديگر عطر وطعم داغ اون روزهاي هيجان وكشف بلوغ را تدارد.(ببخش مادر جان .منظورم طعم خاطره بود دقيقا نه طبخ ان كه بي گمان دست پخت شما چيز ديگري بود)



اكرم احمدي  
[ Sun 22 Jun 2008 ~ 11:49 AM ]

من فكر مي كنم 14 سالم بود .پسره هم يكي دو سالي از من بزرگتر.تو نذري دادن. ميوه نوبر دادن با هم كورس گذاشته بوديم.هروقت من نذري مي بردم بشقاب يا كاسه رو پر مي كرد از گل رز خونه شون ،يا شكلات يا نبات.يك روز برگ مو يي كه مادرش چيده بود رو گرفت جلوي صورتم.گلهاي باغچه از قبل چيده شده بود،نه نبات داشتيم نه شكلات.رفتم بالاي درخت زرد آلوي حياط تا جلوش كم نيارم.زرد آلوها تموم شده بود.دريغ از يك دونه زرد آلو كه من بذارم تو بشقاب پسر همسايه.پسره دم در منتظر بود چند دقيقه شد نيم ساعت .اومد تو حياط.از هولم نمي تونستم از درخت بيام پايين.خلاصه با آبروريزي اومدم پايين.از اون موقع به بعد هر وقت نذري مي اورد من نمي رفتم دم در.
راستي هلند هلند كه مي گفتي اين بود؟آخه از روسيه واي واي چه ننگ بزرگي .

عین.میم: :((



هانیه  
[ Sun 22 Jun 2008 ~ 3:31 PM ]

سلام. به سلامتی و میمنت هلندتون هم که باخت. از خر شیطان پیاده شید آقای معتمدی و سوار خر مراد شید و به جرگه ی ایتالیایی ها بپیوندید. با این اوضاع آخر هم همین ایتالیا قهرمان میشه ها از ما گفتن(البته اگر امشب از پس اسپانیا بربیاد).

عین.میم: از پس اسپانیا هم که برنیومد. شبکه ی ZDF مستقیم بازی ها و حواشیش رو پخش می کنه، با این که هنوز زیاد نمی تونم تلویزیون نگاه کنم اما بعد از بازی به عشق دیدن اشک های ایتالیائی های خبیث و طرفداران سوسول شون از پای تلویزیون جُم نخوردم. مهم نیست که هلند یا فرانسه حذف شدند، مهم اینه که ایتالیا در این جام از همون روز اول و بازی با رومانی حسابی پوزه ش به خاک مالیده شد. حیف از این دونادونی که در ایتالیا دنیا اومده !!!



امید غیائی  
[ Sun 22 Jun 2008 ~ 5:19 PM ]

راستش میدونید که خیلی در بحثهای فوتبالی شرکت نمیکنم چون به شدت معتقدم بحث بر سر سلیقه پیش میاد و از منطق خارج میشه.
اما اینبار باید بگم که روسیه دیشب یه تیم کلاس بالای اروپائی بود که گاس هیدینگ به خوبی هدایتش کرد و دیدی که از همون اول دهن هلند رو زده بود.مخصوصا از راست که دیگه اتوبان شده بود خط دفاعی هلند.پس به دست تیم دیشب روسیه حذف شدن به نظر من افتخار هم داره.فقط کاش گل آخر رو نمی خورد وندرسال.
البته من دلم از بچگی و قبلتر از فهمیدن خیلی چیزها با لاجوردی پوشان چکمه ای بوده.
امشب امیدوارم اسپانیا حذفمون نکنه.
شانس قطعی برق ما افتاده 12 تا 2 شب.دیشب که نرفت اما امشب؟!خدا به فینال رحم کند.
مخلص.
همین.

عین.میم: اولاً که چون قطبی قبلاً دستیار گاس بوده گاس هم یه جورائی پرسپولیسی محسوب می شه!!! بنابر این حذف هلند به دست پرسپولیس نوین چیز ناراحت کننده ای نیست!!!
این از این. اما یه چیز بامزه بگم برات در مورد قطعی برق و اینا. از چند وقت پیش یه جماعت بیل و کلنگ به دست راه افتادن تو کوچه های خیابون ما و هر سه متر یه بار دارن یه چاه می کَنن به چه گُندگی. تازه از چند روز پیشا کلی موتور و آلات برقی هم آوردن و حسابی مشغولن. گمونم با هم مسابقه گذاشتن ببینن کی زودتر به اون طرف کُره ی زمین می رسه. البته اینا مهم نیست. مهم اینه که این جماعت نه تنها سر و صدای زیادی ندارن بلکه از برکت وجود خودشون و دستگاه هاشون که به قاعده ی یک نیروگاه اتمی برق مصرف می کنه، برق محله ی ما خیلی وقته که نمی ره. امیدوارم تا آخر تابستون کارشون ادامه پیدا کنه ولو به این قیمت تموم بشه که ما نتونیم ماشینامونو بذاریم تو پارکینگ. اینا.



هانیه  
[ Mon 23 Jun 2008 ~ 10:16 AM ]

سلام.
1- البته همون طور که می دونید اسپانیا و ایتالیا با هم داداشن این ببره انگار اون برده و اون ببره انگار این برده. یک جورایی از این جیب به اون جیبه. این از این.
2- مهم اینه که فرانسه از روز اول به حدی افتضاح بود که اصلاً نمی شد بهش گفت تیم.
3- طرفداران سوسول ایتالیا خیلی بهتر از طرفداران خاک و خلی فرانسه اند که منتظر می شوند دور اول بازی ها تمام بشه ببینند کدام تیم بهتره و شانسش بیشتره سریع تیم و موضعشون را تغییر بدهند.
4- من به شدت هر گونه نسبتی با تیم برق شیراز را تکذیب می کنم. شما یک کمی آدمهای اینجا را قاطی کردین به نظرم اون مارال بود اگر اشتباه نکنم.

عین.میم: شرمنده هانیه جان. حق با توئه. من همه ی حرفامو پس می گیرم. خوبه؟



عليرضا شيرنشان  
[ Mon 23 Jun 2008 ~ 4:43 PM ]

اينقدر دوستان باهم دعوا نكتيد از همان اول بازي ها هم مي خواستم بگم كه آلمان عزيز قهرمان خواهد شد، حالا كه اونوقت نگفتم الان مي گم، عزيزان اهل شرط بندي كي را داريم؟

عین.میم: خسته نباشی واقعاً. می خوای بذار جام که تموم شد پیش بینی تو اعلام کن.



سوفیا  
[ Mon 23 Jun 2008 ~ 11:42 PM ]

فعلا که ترکیه را عشق است.....فوق العاده ‌بازی می‌کنند. علاوه بر این , بازیکنی دارند به اسم آردا که خیلی خوشگله.

عین.میم: بفرما! اون وقت من می گم طرفداران ایتالیا سطحی نگر و دنبال چشم و ابروی فوتبالیست ها هستن شما بگین نه!!
سوفیا! دست بردار از این تین ایجر بازی ها. بیا یک کمی خود فوتبال زیبا رو هم در نظر بگیر دخترم!



هانیه  
[ Tue 24 Jun 2008 ~ 6:04 PM ]

سلام.
دشمنتون شرمنده. اینها همه شوخی بود به نظر می آید مکدر شدین . به هر حال معذرت می خواهم.
:)

عین.میم: نه مکدر نشدم. اما به جاش تو بیا دست از ایتالیا بردار و به راه راست برگرد



ساسان م. ک. عاصی  
[ Wed 25 Jun 2008 ~ 1:02 PM ]

عجب حس غریبی یک‌هو انداخت توی دل‌ام. آقا خیلی خوب بودها! تمیز و سرراست و پرتاب‌کننده. ممنون به شدت :)ء

عین.میم: مخلصیم خیلی زیاد.