کمی سعدی
رفیقانم سفر کردند، هر یاری به اقصایی
خلاف من که بگرفته ست دامن در مغیلانم
فراقم سخت می آید، ولیکن صبر می باید
که گر بگریزم از سختی رفیق سست پیمانم
من آن مرغ سخن دانم که در خاکم رود صورت
هنوز آواز می آید به معنی از گلستانم

تصویری از کاماسوترا
چونانت دوست می دارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم