بوها که دروغ نمی گویند
حتا اگر تمام شب
باران باریده باشد
حتا اگر تمام شب نوشیده باشم
سیاه مست
چشم به راه تو
نشسته باشم.
بوی تو که یادم نمی رود
- همسایه ها اگر خواب باشند
شعرها اگر کثیف شده باشند
تو اگر زیر دوش آواز خوانده باشی
تمام شب،
باز
می گویم این بوی تو نیست
این که چسبیده این طور زیر گردنت
و پاک نمی شود
بعد از این همه سال!
نه بوها دروغ می گویند و
نه زخم ها خوب می شوند
وقتی یک نفرهی ایستاده باشد
توی خاطراتت
با موهای چتری
و راست راست
دروغکی
بگوید
دست هایت چه داغ است
پسرک ِ خوش صدای بی چتر
زیر این باران.
خاطره ها که دروغ نمی گویند.