چهارشنبه، 11 مهرماه 1386

دلتنگی

تازه فهمیدم این شب ها چه مرگم است. چه دلم تنگ شده برات، چه بغضی داشتم این چند شب قدر. تو که نباشی دنیا حقیقتاً چیزی کم دارد. با دوستی صحبتت بود، جمله ی فروغ را درباره ت به کار برد: کسی که مثل هیچ کس نیست. و تو از معدود آدم هائی هستی که شبیه به هیچ کس نبودی. می دانی که این را واقعاً می گویم. حالا که مرده ای که دیگر تعارفی بات ندارم. خلاصه ما را یادت نرود. تو هم وقت قرآن سر گرفتن دعای مان کن که وقتی مردیم ما هم همان حوالی خودت باشیم. خوش باشیم با هم، مثل همین روزهای آخر...

16_8512160339_L600.jpg


پ.ن اول: رضا استادی در وبلاگش گفت و گوئی خیالی با رسول ملاقلی پور گذاشته که حقیقتاً تکان دهنده است. بعد از خواندن این نوشته احساس کردم خود رسول ملاقلی پور است که دارد با ما حرف می زند. این همان رسول نازنینی ست که ما می شناختیم. ممنون رضای عزیز. خیلی ممنون.
گفت و گو را این جا بخوانید.
پ.ن دوم: این پست خیلی آشفته و پراکنده شد. ببخشید، زیاد روی فرم نیستم. گرچه بُرد دلچسب امشب سپاهان مقابل الوحده کمی خُلقم را باز کرده...

علیرضا معتمدی :: بعدازظهر ۱۱:۴۶ :: Link :: Comments (6)
invisible