تهیه کننده از منظر فیلم نامه نویس
اين يادداشت در شماره ي اخیر نشريه ي حرفه (ويژه ي تهيه کنندگان تلويزيون) که از سوي معاونت آموزش صدا و سيما منتشرمی شود، چاپ شده است. مطلبی که بین تهیه کنندگان تلویزیون بازتاب های مثبت و منفی بسیاری داشته است.
-گمانم همان قدر که یک تهیه کنندۀ خوب با انتخاب یک فیلم نامه ( و فیلم نامه نویس) خوب می تواند از تولید اثری ارزشمند و درخور مطمئن باشد یک فیلم نامه نویس هم باید در واگذاری اثرش به تهیه کنندگان وسواس داشته باشد تا بتواند امیدوار باشد که نوشته اش در طول ساخت، آن اثر گذاری را که در ذهن داشته است هم چنان خواهد داشت.
روزگاری موتیف مقالات و مصاحبه های تحلیلی- تفسیری اهالی سینما و تلویزیون اشاره به معضل فیلمنامه در عرصۀ هنرهای تصویری – نمایشی کشور بود. البته گرچه امروزه از حجم این تهاجمات کاسته شده اما به عنوان یک فیلم نامه نویس به شما اطمینان می دهم که همچنان فیلم نامه نقش حود را به عنوان مرغ عزا و عروسی حفظ کرده است که دست آخر همۀ معایب و کاستی ها و تأخیرها به پای آن نوشته می شود و خوبی ها و نقاط قوت و تمایز اثر به پای دیگران. قصدم از نوشتن این یادداشت نقد جایگاه فیلم نامه نویس در عرصۀ تلویزیون و سینماست، با اشاره به این هجوم تاریخی می خواهم بگویم اتفاقأ معضل بزرگ تلویزیون و سینمای ایران معضل بزرگ و لاینحلی به نام تهیه کننده است. ظاهرأ مخاطبم در این نوشته تهیه کنندگان تلویزیون هستند و قاعدتأ باید مواظب حرف زدنم باشم اما کیست که نداند تهیه کنندگان بله قربان گوی فاقد خلاقیت و تسلیم محض اوامر ناظران کیفی که اغلب کاسۀ داغ تر از آش شده و به خیال خودشان در ریاکاری پیش دستی می کنند، چه ضربۀ بزرگ و انکار ناپذیری به کیفیت تولیدات نمایشی تلویزیون وارد کرده اند. البته در این سال ها حتمأ آثار مورد علاقۀ مدیران تولیداتی بوده که کمترین میزان ریاکاری و چاکرمسلکی در آن ها وجود داشته است. پس ریشۀ این خشت کج از کجاست؟ به چه دلیل است که تهیه کنندگان امروز تلویزیون به باطل تصور می کنند که هر چه مطیع تر و چاپلوس تر باشند در عرصۀ حرفه ای موفق ترند؟
خب تجربه به من ثابت کرده فقدان تفکر و اندیشه، این قبیل تهیه کنندگان فاقد اراده را به قهقرای مجیز بی حاصل کردن می کشد. سراغ ندارم مدیری را در تلویزیون که رابطۀ خوبی با این قبیل افراد داشته باشد، با این وجود این قبیل تهیه کننده ها همچنان به کارشان ادامه می دهند. چرا؟ چون فکر و اندیشه ای برای جایگزین کردن بله قربان گفتن ها ندارند. اینجاست که وقتی ریش و قیچی کار دستشان می افتد به قلع و قمع نکته ها و اشارات تاریخی- فرهنگی – فکری اثر می پردازند چون خودشان قدرت تحلیل و درک آن را ندارند، چون نمی توانند در مقابل مدیران از افکار مستند در متن دفاع کنند یا آن ها را درست تبیین کنند.
تهیه کنندۀ ترسو به درد کار ما نمی خورد اگر دنبال تحول در تولیدات مان هستیم. گمانم هم فیلم نامه نویس باید حواسش باشد که با کی دارد کار می کند و هم تلویزیون آزمونی سفت و سخت بگذارد برای استخدام تهیه کننده. من دست کم یک تهیه کننده را می شناسم که سواد خواندن از روی متن فیلمنامه را ندارد. باورش دشوار است اما این حقیقت محض است. جلسه ای را به یاد می آورم در حضور برخی مدیران برای غنا بخشیدن به اثر. یادم هست از جلسه که بیرون می آمدیم یکی از رفقا به طعنه به تهیه کننده و کارگردان کار گفت یعنی شما هیچ نظری درباره ی کاری که قصد ساختن آن را دارید نداشتید؟

[عکس تزئینی ست اما با احوال برخی به شدت سازگار است!]
تهیه کننده فاقد اندیشه، کارگردان بله قربان گو استخدام می کند و او عوامل مطیع ... و این چرخه چنان ادامه می یابد که در نهایت می بینی تولید و ساخت یک اثر هنری که قاعدتأ باید یک جور خلاقیت و آفرینش محسوب شود، دست آخر تبدیل شده است به یک کار کارگری یدی نظیر نصب لوله های نفت در کویر و همه محتاجند که کسی از بالا به جایشان اندیشه کند و تهیه کننده از همه محتاج تر، محتاج یک لقمه نان بیشتر. در چنین شرایطی عجیب نیست که هر چه هم در فیلم نامه مان حرف های قلمبه سلمبه زده باشیم، باز اثر تولید شده با مردم ارتباط برقرار نمی کند. عجیب نیست اصلأ که هنوزم که هنوز است سریال هایی پدیده می شوند که اغلب خارج از سیستم فکری تهیه کنندگان تلویزیون تولید می شوند. اما ما برای غنا بخشیدن به تلویزیون مان نیاز به پدیده نداریم، ما نیاز به یک روال استاندارد داریم. پس خشت اول را درست باید گذاشت، تهیه کنندۀ خوش فکر استاندارد محال است اثری پلشت و غیر تماشایی تولید کند. محال است.