پنجشنبه، 22 بهمنماه 1388

بیست ودوی بهمن

استقلال آزادی جمهوری اسلامی

iran.jpg

سی‌ویک سال پیش درحالی که آخرین شاه ایران عاقبت "صدای انقلاب مردم" را شنید و دست‌کم در ظاهر تن به پذیرش خواسته‌هایی داد که در سال‌های پس از کودتای 28 مرداد مردم و نخبگان درپی تحقق آن بودند ( و بزرگ‌ترین این خواسته‌ها بازگشت شاه و حکومتش به قانون اساسی مشروطه بود)، پدران و مادران ما که به خیابان‌ها آمده بودند تصمیم گرفتند به خانه برنگردند تا انقلاب ِ خود را جانشین خواسته‌هایی کنند که تا پیش از آن سرکوب شده بود.
امروز اما تا چه حد سه شعار بزرگ "انقلاب قرن" تحقق پیدا کرده است؟ آیا توانسته‌ایم استقلال و آزادی و جمهوریت و اسلامیت حکومتی را که پدران‌مان بنیان‌اش را بر ویرانه‌های حکومت شاهنشاهی نهادند تام و تمام جامه‌ی عمل بپوشانیم؟ سی‌سال برای تحقق یافتن شعارهای هر انقلاب زمانی اندک و ناچیز است (گرچه به مقیاسی عمر و جوانی ماست که می‌گذرد اما در مقیاس تاریخ، برای تحولی چنین بزرگ در کشوری با چنین پیشینه‌ی استبدادزده و تحت اشغال و تاراج، سی سال حقیقتاً زمانی کوتاه است)
چشم‌ها را باید گشود. باید قانون اساسی را پاس داشت و در چارچوب‌های آن حرکت کرد. باید آن‌چه را که پیشینیان کاشته‌اند به صبوری وخردمندی و آرامش آبیاری کرد تا روزی وقت برداشت برسد. روزی که شاید دیگر نشانی از جوانی ما نمانده باشد، اما شادکامی آن روز خجسته که سه شعار تاریخی این مُلک و خاک به واقعیتی غیرقابل تغییر و کتمان تبدیل شود، ارزش این همه انتظار و رنج را دارد. آن روز روزی‌ست که رؤیای یک‌صد ساله‌ی ایرانیان از مشروطه تا کنون محقق خواهد شد. روزی که بیش از این‌ها مستقل باشیم. بسیار بیش از این‌ها آزاد و مسلمان. به همین سبب است که نباید اسیر احساسات شد، پا را از دایره‌ی قانون اساسی و چارچوب‌های مصلحانه بیرون نهاد و هدف بزرگ نسل‌ها را فراموش کرد: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی...

علیرضا معتمدی :: صبح ۲:۴۵ :: Link :: Comments (7)
invisible