شنبه، 18 مهرماه 1388

House M.D


استیسی: حق با تو بود... من تو رو یادم نمی‌ره. تو بی‌همتا بودی... همیشه هم خواهی بود. اما ... من نمی‌تونم با تو باشم.
دکتر هاوس: پس مرد رویاهای تو من‌ام اما تو یه مرد دیگه رو می‌خوای!
استیسی: چیزی که در مورد تو جالبه اینه که همیشه خیال می‌کنی حق باتوئه... و چیزی که خسته کننده‌ست این‌که بیش‌تر وقت‌ها هم درست فکر می‌کنی!
تو فوق‌العاده‌ای. بامزه‌ای. غافلگیر کننده‌ای. جذابی... اما من وقتی با تو بودم تنها بودم. با "مارک" جا برای منم هست!

housemd.bmp

من هیچ وقت طرفدار سریال‌های "بیمارستانی" نبوده‌ام (حتا بچه هم که بودم چندان علاقه‌ای به دکتر بازی نداشتم. بیش‌تر ترجیح می‌دادم با دخترها خلبان بازی کنم. سوار هواپیمایم بکنم‌شان و ببرم‌شان جاهای شگفت‌انگیز را به‌شان نشان بدهم) برای همین هیچ وقت هم سریال‌های پرطرفداری مثل پرستاران و از این قبیل را ندیده‌ام و گمان هم نمی‌کنم که ببینم. اما House M.D. فقط یک سریال بیمارستانی نیست. داستان یک دکتر ِ چلاق ِ بداخلاق ِ جمع گریز ِ معتاد ِ گنده دماغ به اسم گئورگ هاوس است. کسی که چند قسمت بعد حتماً عاشق‌اش خواهید شد. یک سریال بسیار جذاب و تماشایی ِ به ظاهر بیمارستانی‌ی شخصیت محور، با مؤلفه‌های سینمای پلیسی (نحوه‌ی مواجهه‌ی هاوس با بیماری شبیه کشف مجرم و جنایت‌کار است) که یک جذابیت دیگر هم به آن افزوده شده. زیرنویس فارسی شیوا و قابل اعتماد که هم‌زمان اصطلاحات پزشکی را هم برای‌تان شرح می‌دهد.
پی‌نوشت: من البته به شدت عاشق "دکتر کادی" رئیس بیمارستان هستم و اگر دستم به‌ش می‌رسید بی‌شک به شام دعوتش می‌کردم با یک حلقه‌ی نامزدی چیزی! این را گفتم محض اطلاع بعضی رفقا که سر قضیه‌ی ناتالی پورتمن و یلدا یک‌بار کلاه‌مان توی هم رفته بود. بروید یک نفر دیگر را برای خودتان پیدا کنید!

علیرضا معتمدی :: صبح ۲:۰۵ :: Link :: Comments (12)
invisible