سه شنبه، 17 شهریورماه 1388

دعای روز تصادف


بارالها! برآنان‌که مرا فریفتند رانندگی کنم، و از آن پلیدانه‌تر، بروم سر ِ پیری تصدیق بگیرم – گرچه نیک می‌دانند از این عمل چه بسیار بی‌زارم – لعنت فرست و دل‌های‌ آنان را به نور ایمان منور گردان. آنان که باعث گردیدند من و ماشین و درب ِ پارکینگ به دیوار الصاق شویم و ناظران چنین قضاوت کنند که من مزخرف‌ترین راننده‌ی آسمان‌ها و زمینم. همان‌ها که باعث شدند 55هزار تومان پول ِ جوشکار بدهم – من‌باب ِ جوش دادن ِ لولای در- 280 هزار تومان بابت ِ بازوی مکانیکی دربازکن ِ برقی، 25 هزار تومان هزینه‌ی نصب‌اش و 180هزارتومان خسارت ِ ماشین ِ داغان گشته‌ی خویش را. و این سئوال همچنان برای همسایگان‌ام بی‌پاسخ بماند که من چه‌گونه توانستم در ِ به آن گُندگی را از جا بکنم و چند متر آن‌سوتر ببرم آن‌هم با سرعت سه کیلومتر در ساعت؟
آمین یا رب العالمین

علیرضا معتمدی :: صبح ۱۰:۵۳ :: Link :: Comments (17)
invisible