دخترای ننه دریا
- دخترای ننه دریا! کومه مون سرد و سیاس
چش امیدمون اول به خدا، بعد به شماس.
کوره ها سرد شدن
سبزه ها زرد شدن
خنده ها درد شدن.
از سر تپه، شبا
شیهه ی اسبای گاری نمیاد،
از دل بیشه، غروب
چهچه سار و قناری نمیاد،
دیگه از شهر سرود
تک سواری نمیاد.
دیگه مهتاب نمیاد
کرم شب تاب نمیاد.
برکت از کومه رفت
رستم از شانومه رفت:
تو هوا وقتی که برق میجّه و بارون می کنه
کمون رنگه به رنگش دیگه بیرون نمیاد،
رو زمین وقتی که دیب دنیا رو پر خون می کنه
سوار رخش قشنگش دیگه میدون نمیاد.
شبا شب نیس دیگه، یخدون غمه
عنکبوتای سیا شب تو هوا تار می تنه.
دیگه شب مرواری دوزون نمی شه
آسمون مثل قدیم شب ها چراغون نمی شه.
غصه ی کوچیک سردی مثه اشک_
جای هر ستاره سوسو می زنه،
سر هر شاخه ی خشک
از سحر تا دل شب جغده که هوهو می زنه.
دلا از غصه سیاس
آخه پس خونه ی خورشید کجاس؟
قفله؟ وازش می کنیم!
قهره؟ نازش می کنیم!
می کشیم منتشو
می خریم همتشو!
..............
دخترای ننه دریا! رو زمین عشق نموند
خیلی وخ پیش باروبندیلشو بست خونه تکوند
دیگه دل مثل قدیم عاشق و شیدا نمی شه
تو کتابم دیگه اون جور چیزا پیدا نمی شه...

شاملو. باغ آينه