سه شنبه، 22 بهمنماه 1387

پنج شعر از بیژن جلالی

یک

با تن تو
پیوند خورده ام
با شوری آب دریا
و با سبزی برگ درختان
با تن تو
در خاک رفته ام
و در آسمان طلوع
کرده ام

دو

زندگی موقتی است
عشق موقتی است
کسی چه می داند
شاید مرگ هم موقتی باشد

سه

خدایان روزی
خواهند گفت
که چه شوخی بزرگی بود
که جهانی بود
و ما خدائی بودیم

چهار

تصویر زنی را
می خواهم
تا در کنار آن
آرام بگیرم
تصویر زنی را
که در کودکی
دیده ام

پنج

در کنار تو
گوئیا در کنار راه هستم...

علیرضا معتمدی :: بعدازظهر ۱:۲۱ :: Link :: Comments (15)
invisible