* لبخند قدیمی

هیچ کاری نمی کنم. فقط زل می زنم به عکس. به این لبخندهای آشنا که بهترین خاطرات فوتبالی ما را ساخته اند. .
گفتم که، ما هم تیم ملی خودمان را داریم. تیمی که با وجود شکم های برآمده و هیکل های چاق و چله، هنوز بازی خیریه شان جذاب تر و تماشایی تر از بازی های رسمی و اعصاب خرد کن این روزهای تیمی ست که قرار است ملی باشد. یکی از این لبخندهای قدیمی را با صعود به جام جهانی عوض نمی کنم.
* خیلی وقت بود می خواستم چیزی درباره ی آلبوم تازه ی بتی به نام "لبخند قدیمی" بنویسم. هربار نشد. و چه حسن تصادفی که اسم این آلبوم و این آهنگ زیبا و شنیدنی ی این خواننده ی محبوبم شد تیتر این نوشته. زنده باشند و پویا همه شان، سال ها.
پی نوشت ترین: این هم تیتر معرکه ای ست...