یکشنبه، 26 آبانماه 1387

سفرنامه ی شیراز - 2

درآمدی بر تاریخ واقعی شیراز


داستان تأسیس و بهره برداری از شهر شیراز به زمان های بسیار دور بازمی گردد.و طبعاً مثل هر موضوع مهم و هستی شناسانه ی دیگری، ربط مستقیم به اصفهان و تاریخ اصفهان دارد. در این جا برای نخستین بار با بخش کوچکی از واقعیات تاریخی مربوط به تأسیس این شهر آشنا خواهید شد. پس تا آخر مطلب را به دقت بخوانید و خود قضاوت کنید.
از قدیم الایام مردم اصفهان برای زیارت مقبره و بقعه ی جناب احمد ابن موسی الکاظم برادر بزرگوار امام هشتم(ع) (ملقب به شاهچراغ) که در جنوب این شهر قرار داشت دسته دسته و گروه گروه سفر می کردند. و چون در آن روزگار مسافرت به سادگی امروز نبود، و دولت عدالت محور و خدمتگزاری در کار نبود که تصویب کند اصفهانی ها به این حوالی خط آهن بکشند (چون این روزها اصفهانی ها مشغول ساخت خط آهن اصفهان - شیراز هستند. که جا دارد همین جا از طرف همه ی دوستان شیرازی ام، از همه ی این عزیزان تشکر کنم) مردم واقعاً از سفر رنج می بردند.
از سوی دیگر، حاکم اصفهان به نام کوروش (که به غلط در تاریخ به کوروش کبیر مشهور است و شرح دد منشی ها و جنایت های او را پس فردا شب برای تان شرح خواهم داد) برای فریب عوام و جمع کردن رأی در انتخابات آینده، اقدام به ساخت متل ها و هتل ها و کاخ ها برای آسایش و رفاه زائران کرد و اسم این مجموعه ی گردشگری را پرسپولیس گذاشت. دلیل اش را هم لابد می دانید اما نگارنده مجدداً آن را برای تان شرح می دهد. مردم اصفهان از ابتدا و از ازل طرفدار تیم پیروزی بودند و کوروش کافر کیش برای خوشایند مردم و رفتن در جلد انسان های مردم دوست و مهرورز و خدمتگزار نام این منطقه ی زیارتی و سیاحتی را از اسم این تیم پرطرفدار گرفت و چون طاغوتی و غرب زده بود، اسم مجعول و غیر رسمی این تیم، یعنی پرسپولیس را به کاربرد و سعی در ترویج آن نمود. (پس به این ترتیب ثابت می شود که بر خلاف باور عوام، مردم اصفهان از قدیم الایام طرفدار تیم پیروزی بودند و تیم سپاهان به هیچ وجه تیم ملی و بومی و مردمی این شهر نمی باشد)
با رواج صنعت توریسم و هجوم مردم برای زیارت و سیاحت، به مرور زمان دکان داران و دکه دارانی در اطراف گرد آمدند که در ابتدا به فروش تسبیح و گردن بند و کوزه و سوت سوتک اشتغال داشتند اما بعدها کوروش ملعون برای از بین بردن فرهنگ غنی مردم، به آن ها اجازه داد که در فاصله ای دورتر، در میان باغات اطراف به تهیه، تولید و توزیع شراب و مشروبات الکلی مبادرت ورزند. که متأسفانه نتایج تأسف بار آن را چند سال پیش که چند جوان غافل و غرب زده ی شیرازی با مصرف مشروبات غیر استاندارد هلاک شده یا بینایی خود را از دست دادند، به عینه دیدیم.
کسبه و مشتریان این دکه ها، کم کم خانواده های خود را هم به دلیل بعد مسافت به همراه آوردند و اندک اندک شهری در حوالی مجموعه ی توریستی پرسپولیس ساخته شد که بعد از قرارداد ننگین گلستان چای، عَلَم استقلال برافراشت و خود را شیراز نامید. البته واضح و مبرهن است که تعداد زوار و مؤمنان این شهر زیبا و خوش آب و هوا مثل هرجای دیگر ایران بیش از جماعت دائم الخمر و نوشنده بوده و هست و خواهد بود. همین تعداد اندک منحرفان نیز شکر خدا طی سال های اخیر رو به زوال و نابودی گذارده و انشاءالله نسل شان به زودی ورخواهد افتاد. به عون الله.

پی نوشت: در قسمت های بعدی این مجموعه یادداشت های افشاگرانه، ابتدا درباره ی سعدی اصفهانی و حافظ اصفهانی و شرح حال واقعی آن ها با شما سخن خواهیم گفت و سپس به افشای جنایات آقای به اصطلاح کوروش خواهیم پرداخت. با ما باشید!!

سفرنامه ی شیراز: قسمت اول

علیرضا معتمدی :: صبح ۳:۴۴ :: Link :: Comments (9)
invisible