جمعه، 29 شهریورماه 1387

پرده ی نئی - 4

و نامجو عاقبت تنها ماند...‌

از جنجال خبری که بر سر انتشار اینترنتی و غیر رسمی یک قطعه‌ی آوازی بر روی کلام خداوند در قرآن مجید برپا شده بود دوسه هفته می‌گذرد و ظاهراً همه چیز ختم به خیر شده یا دست‌کم آرزو می‌کنم که ختم به خیر شده باشد. اما آن‌چه که باعث نوشتن این یادداشت شد، نه تبرئه‌ و توجیه عمل غیر شرعی خواننده و آهنگ‌ساز آن، محسن نامجو است (که خود طی یادداشتی رسمی از این حرکت تبری جسته و ضمن برشمردن دلایل ضبط و انتشار چنین قطعه‌ای از مردم متدین و مراجع ذی‌صلاح عذرخواهی کرده است) و نه بازدمیدن بر این آتش زیر خاکستر. قصدم صرفاً بر شمردن چند نکته است که به نظرم پشت این جنجال خبری نادیده انگاشته شد. نکاتی که می‌تواند باعث عبرت باشد و از تکرار اتفاقاتی چنین جلوگیری کند.
گرچه در شرع مبین توصیه شده است که کلام وحی با صدا و نوای خوش خوانده شود، اما برای آن چهار شرط نیز گذاشته شده است: قرآن را نباید به همراهی ساز خواند (زیرا این بی‌حرمتی به کلام خداوند است، کلامی که خود به عنوان معجزه‌ی رسول الله تلقی می‌شود و خداوند تأکید کرده است که هیچ کس کلامی همانند آن را نخواهد توانست ساخت)، نباید با ریتم خواند (و غرض از ریتم در این‌جا اشاره‌ای‌ست به ايقاع. ریتمی که خود فی‌نفسه مستقل از محتوای کلام حاوی حرکت و محتواست. ریتمی که بتوان با آن کف زد یا سینه زد. در کلام معصوم است که قرآن را حتا نباید همانند نوحه، با الحان حزین خواند)، کلام نباید تابع موسیقی باشد (و غرض از موسیقی در این‌جا ملودی‌ست. زیرا که در قرائت قرآن برخلاف قطعات آوازی که کلام هم‌پای موسیقی اهمیت دارد، اصل کلام خداوند و پیام نهفته در دل آن است و هیچ چیز نباید آن را تحت الشعاع قرار دهد) و آخر این که صوت و لحن و وقف و ابتدا و تجويد باید در قرائت قرآن رعايت شود (یعنی کلام عربی بی غلط و فصیح خوانده شود زیرا در صورت رعایت نکردن قوانین هر زبان ضمن این که واژه‌ها معنای خود را از دست می دهند ممکن است به ضد خود نیز تبدیل شوند).

Namjoo-Berlin-thewall.jpg

با این توضیحات به‌نظر می‌رسد محسن نامجو ناخواسته و ندانسته مرتکب عملی غیر شرعی شده است، که با توجه به عذرخواهی رسمی او و اعلام این نکته که نه تنها قصد انتشار چنین قطعه‌ای را نداشته، بلکه آن‌را به عنوان یک تجربه و آزمایش انجام داده است و از غیر شرعی بودن آن نیز اطلاعی نداشته، مسئولین ذی‌صلاح و شارحان شرع در این‌باره تصمیم خواهند گرفت و به نظر هم نمی‌رسد که با توجه به ناخواسته بودن ارتکاب این عمل کسی هم قصد برخورد تندی را با او داشته باشد.
اما نکته‌ای که مقصود این نوشته است این که آیا می‌توان محسن نامجو را به سبب انتشار چنین قطعه‌ای که باعث زیرپا گذاشته شدن احکام شرعی‌ست به‌تنهایی و بدون درنظر گرفتن عوامل انتشار آن، مقصر و مستوجب بازخواست دانست؟ به فرض که هنرمند نوجو و پویایی همچو محسن نامجو در خلوت و به قصد آزمودن راه و روشی نو، ندانسته مرتکب چنین خبطی شده است، آیا انتشار غیرقانونی و بی‌مجوز آن از سوی کسانی دیگر، همچنان همه‌ی مسئولیت‌ها را متوجه او می‌کند؟ مطمئناً حرمت انتشار و پخش چنین قطعه‌ای از ساخت آن اگر بیش‌تر نباشد کم‌تر نیست. و جالب است که دوسال پس از انتشار غیرقانونی و قاچاق آثار محسن نامجو – که قطعه‌ی مورد بحث هم در میان این قطعات بوده است- اکنون، آن هم با شکایت دو قاری ممتاز قرآن پرونده‌ی این بحث گشوده شده است، و متأسفانه تمام تیرها تنها به سوی کسی نشانه گرفته شده که خود می‌تواند یکی دیگر از شاکیان این پرونده باشد. بسیاری از ما شنوندگان آثار نامجو در دوسال گذشته دست‌کم یک‌بار قطعه‌ای از ساخته‌های او را به‌طور غیرقانونی و غیر شرعی برای دیگران تکثیر کرده‌ایم و ناخواسته بسیاری از ما شرکای جرم او هستیم در انتشار و ترویج این قطعه‌. و علاوه بر آن ما همه، اعم از تکثیر کننده و شنونده، مرتکب فعل حرام شده‌ایم، هم بی اذن و رضایت او ساخته‌هایش را که حُکم اموال شخصی و سرمایه‌ی فراهم آمده از چندین سال تلاش و کوشش‌اش را دارد، شنیده‌ایم و از دست‌رنج او بهره برده‌ایم بی‌آن‌که نفعی عایدش کنیم، و هم در انتشار و تکثیر قطعه‌ای نفرین شده، که ساخته شدن‌اش بر اثر یک غفلت شرعی اتفاق افتاده، شریک بوده‌ایم. اما امروز محسن نامجو تنها مانده است با سرمایه‌ای غارت شده، قطعات لو رفته‌ی به ثمن‌بخس حراج شده و قطعه‌ای که ساختش گناهی شرعی‌ست که خداوند ِ توبه پذیر به استغفاری خواهدش بخشید اما انتشارش که گناهی بزرگ‌تر است و نامجو بی‌تقصیر (یا با کم‌ترین تقصیر ممکن) در آن، شاید به آن سادگی قابل بخشش نباشد. خوش‌بختانه برخوردهای شاکیان محترم و مراجع قانونی با این اتفاق بسیار عقلایی و محترمانه بوده‌است. مشخص است که قصد همه جلوگیری از تکرار چنین اتفاق ناخوش‌آیندی ست و نه انتقام جویی شخصی از نامجو. هم در شکوائیه‌ی آقای سلیمی کارشناس و قاری قرآن و هم در گفته‌های کارشناسی آقای علی‌اكبر حنيفی قاری قرآن و داوربين‌المللی مسابقات قرآن، این نگاه عقلایی و لحن محترمانه - با وجود درخواست مجازات برای محسن نامجو- دیده می‌شود و جای خوش‌بختی‌ست که در مورد موضوع حساس و مهمی همچو انتشار چنین قطعه‌ای، این خویشتن داری و احترام رعایت شده است، اما تصور کنید که اگر در یکی دیگر از کشورهای اسلامی که قوانین خشک و غیرقابل انعطافی دارند اتفاق مشابهی رخ می‌داد و نامجو به دور نگاه خطاپوش شیعی، بی‌آن که فرصت عذرخواهی داشته باشد با اتفاق ناخوش آیندی روبه‌رو می‌شد، چه کسانی مسئول این اتفاق بودند؟ او خود که ناخواسته مرتکب خطا و زیر پا گذاشتن حدود الهی شده بود؟ یا تکثیر کنندگان و منتشر کنندگان چنین قطعه‌ای؟
زمانی که نامجو تازه کشف شده بود و CDهای غیرقانونی آثارش دست به دست می‌شد، بسیار درباره‌ی هنر او نوشته شد و مورد ستایش قرار گرفت و هیچ کس به فریادهای اعتراض او گوش نمی‌کرد، که از سرقت آثارش می‌نالید و اعلام می‌کرد که مسئولیتی درقبال محتوا و کیفیت فرمی آثارش ندارد، زیرا قطعات منتشر شده بی اطلاع و اجازه‌ی او منتشر شده‌اند، قطعاتی که برای انتشار ضبط نشده‌اند و هم‌چنان برای او به مثابه اتود و ماکت‌های تجربی قطعاتی هستند که در آینده باید برای ضبط و انتشار نهایی، تنظیم و تغییر کنند. آن زمان هیچ کس حرف‌های نامجو را جدی نگرفت و بسیاری این سخنان را به خاطر به دست آوردن پولی می‌دانستند که نامجو آن روزها برای تحصیل در خارج از کشور نیاز داشت. اما حقیقت این است که ما -همه‌ی ما- حاضر شدیم برای لذت بردن بیش‌تر خود، حریم خصوصی او را نادیده بگیریم، در دارایی‌هایش دخل و تصرف کنیم و ناخواسته بشویم اشاعه دهنده‌ی قطعاتی که هرگز مورد تأیید او نبوده‌اند. چه مردمان غریبی هستیم. گمان می‌کنم وقت آن رسیده است که ما هم مثل نامجو شهامت عذرخواهی و استغفار بابت نشر این قطعه را بیابیم و گناهی را که ناخواسته مرتکب شده‌ایم برگردن بگیریم و در این روزها و شب‌های عزیز از خداوند طلب بخشش کنیم. و البته خیلی‌های‌مان یک عذر خواهی و حلالیت طلبیدن ویژه هم به محسن نامجو بدهکاریم بابت شنیدن کارهایش بی اذن و اجازه‌ی او. محسن نامجو ما را ببخش تا خداوند همه‌ی ما را در ماه مهربان‌اش رحمت کند.

منتشر شده در ویژه نامه ی آخر هفته ی روزنامه ی اعتماد

علیرضا معتمدی :: بعدازظهر ۱:۴۳ :: Link :: Comments (5)
invisible