فریاد
فریدون مشیری
مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم، خفقان!
من به تنگ آمده ام، از همه چیز
بگذارید هواری بزنم:
- آی!
با شما هستم!
این درها را باز کنید!
من به دنبال فضایی می گردم:
لب بامی،
سر کوهی،
دل صحرایی
که در آن جا نفسی تازه کنم.
آه!
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد!
من هوارم را سر خواهم داد!
چاره ی درد مرا باید این داد کند
از شما "خفته ی چند"!
چه کسی می آید با من فریاد کند؟

و کاش اجرای جاودانه ی محمدرضاشجریان را از این شعرهمراه با قطعه ی ترکمن ساخته ی حسین علیزاده در آلبوم فریاد شنیده باشید.