پنجشنبه، 31 مردادماه 1387

فریاد

فریدون مشیری

مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم، خفقان!
من به تنگ آمده ام، از همه چیز
بگذارید هواری بزنم:
- آی!
با شما هستم!
این درها را باز کنید!
من به دنبال فضایی می گردم:
لب بامی،
سر کوهی،
دل صحرایی
که در آن جا نفسی تازه کنم.
آه!
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد!
من هوارم را سر خواهم داد!
چاره ی درد مرا باید این داد کند
از شما "خفته ی چند"!
چه کسی می آید با من فریاد کند؟

ee696108b0e3ba7994b4fe5b12ffa92c_607.jpg

و کاش اجرای جاودانه ی محمدرضاشجریان را از این شعرهمراه با قطعه ی ترکمن ساخته ی حسین علیزاده در آلبوم فریاد شنیده باشید.

علیرضا معتمدی :: بعدازظهر ۳:۱۵ :: Link :: Comments (9)
invisible