½***
سه ستاره و نیم، یعنی در دفترچهی ارزشگذاریی من یک نیم ستارهی دیگر میخواهد تا تبدیل شود به یک شاهکار ِ تمام عیار.Blue Valentine از آن داستانهای عاشقانهایست که دیگر چند دهه است نظیرش ساخته نمیشود، یا خیلی کم ساخته میشود، و اگر هم ساخته میشود پایاناش واقعی نیست. کی گفته عشق همیشه پیروز است؟ کی گفته وقتی از عشق حرف میزنیم دقیقاً داریم از عشق حرف میزنیم؟ کی گفته عاشق بودن کافیست؟ پس جاهطلبیهای آدمها چه میشود؟ ترسهایشان؟ موقعیت شناسی ( یا موقعیت نشناسی)شان؟ تکلیف خودخواهیهای آدمها چه میشود؟ کی گفته همین که از ته ِ ته ِ وجودمان کسی را دوست بداریم و همه چیزمان را فدای این عشق کنیم و همهجوره بایستیم پای عشق... کلید خوشبختی در دستان ماست؟
فیلم در بالاترین حد استانداردهای سینمایی است. فیلمنامه، کارگردانی و بازیها... . بازیی دخترک ِ کوچولوی فیلم، بازیی Ryan Gosling و Michelle Williams که اسکار امسال حقاش بود با این بازیی روان و دشوارش، با این سرخوشیی شیفتهوار و رهایش در سکانسهای فلاشبک و تلخی و بُغضی که در چشمها و صورتش خوب نشسته و هر آن منتظری که بترکد. اسکار حقاش بود، گرچه ناتالی پورتمن امسال در قوی ِ سیاه یکی از آن نقشهایی را بازی کرده بود که همیشه و در هر جشنوارهای داوران را مجاب میکند بهش جایزه بدهند چون فکر میکنند که اجرایش بسیار دشوار بوده است، کاریش هم نمیشود کرد. اما واقعیت این است که در آوردن ِ این بازیهای سادهی درونگرایانه و از آن مهمتر فهمیدناش کار آسانی نیست. درست مثل عاشق شدن است. همه فکر میکنند میدانند چیست اما کمتر کسیست بفهمد وقتی از عشق حرف میزند از چه حرف میزند، مخصوصاً وقتی که پای خودش هم در میان باشد.

اخیراً فیلمهای خوب دیگری هم دیدهام که سه ستاره به بالاهایشان اینها هستند:
My girlfriends Boyfriend
***
یک کمدی رمانتیک ِ واقعاً هوشمندانه و متفاوت. رو دست ِ خوشگلی هم میزند به تماشاگر. داستان ِ یک جوان ِ عاشق ِ نویسندگی که داستانی را که بسیار امید به چاپ آن داشته کسی حاضر به چاپش نیست. تا اینکه با دختری آشنا میشود...
Tangled
½***
پنجاهمین انیمیشن کلاسیک ِ دیزنی. یکی از همان قصههای پریان ِ همیشگی که پدربزرگهای ما خوب بلد بودند تعریفشان کنند اما کارتونهایش را آمریکاییها میسازند. دیدناش از نان ِ شب هم واجبتر است.
Eat Pray Love
***
کمی طولانیست و خاویرباردماش را زیاد دوست نداشتم اما یکی از آن فیلمهای تأثیرگذار ِ سال است. الان زیاد حوصلهی نوشتن دربارهاش را ندارم اما احتمالاً پس از دیدناش تصمیم میگیرید در اولین فرصت یک برنامهی سفر تک نفره برای خودتان تدارک ببینید. یک جورهایی آن روی ِ سکهی Blue Valentine است. جولیا رابرتزی دارد جا افتاده و از همیشه زیباتر.
پ.ن: مجموعهی خوبیست برای تعطیلات عید. از دستشان ندهید. حالا باز اگر فرصت شد در این دو هفتهی باقی مانده چندتایی فیلم دیگر معرفی میکنم بهتان که دنیای شما را آباد کند و آخرت ِ ما را.
علیرضا معتمدی :: صبح ۴:۱۲ ::
Link ::
Comments (6)