پنجشنبه، 27 اسفندماه 1388

روزگار ِ نو

میخانه‌ها را وا کنید ای باده خواران
پیمانه را احیا کنید ای مُل گساران
باده در ساغر کنید، توبه‌ای دیگر کنید
خرقه از تن برکَنید، توبه‌ها را بشکنید
آمد بهاران!

یادی از آئین مستانی کنید
تا سحر پیمانه گردانی کنید
روز و شب معشوقه بازی‌های عرفانی کنید
مست پنهانی کنید، همچون خماران
توبه ها را بشکنید، آمد بهاران

عاشقان غوغا کنید، بر دل شیدا کنید
یک نفس گر میتوان ساغر زدن
پس چرا اندیشه‌ی فردا کنید؟!
غصه از سر وا کنید، پیمانه را احیا کنید
ای بیقراران... آمد بهاران!

شعر صغیر اصفهانی را با صدای همای شنیده‌اید؟

baharan.jpg

امسال سر سفره‌‌های هفت‌ سین دعای تحویل سال برای‌مان معنای دیگری خواهد داشت وقتی که خدای را می‌خوانیم: حول حالنا الی احسن الحال! و خدای بهار و تابستان و پائیز و زمستان بهتر از هر کسی‌ می‌داند این دعای یگانه‌ی بهاری، امسال عطر دیگری دارد.
خدایا این سرزمین را از بلا و قحطی و دروغ مصون بدار!
نوروزتان پیروز!

علیرضا معتمدی :: صبح ۰:۵۰ :: Link :: Comments (14)

چهارشنبه، 19 اسفندماه 1388

کوچ ِ بنفشه‌ها


در روزهای آخر ِ اسفند
کوچ ِ بنفشه‌های مهاجر
زیباست.

در نیم‌روز ِ روشن ِ اسفند
وقتی بنفشه‌ها را از سایه‌های سرد
در اطلس ِ شمیم ِ بهاران
با خاک و ریشه
- میهن ِ سیارشان –
در جعبه‌های کوچک ِ چوبی
در گوشه‌ی خیابان‌، می‌آورند:
جوی ِ هزارزمزمه در من
می‌جوشد:
ای کاش...
ای کاش آدمی وطن‌اش را
مثل بنفشه‌ها
(در جعبه‌های خاک)
یک روز می‌توانست
همراه خویش ببرد هرکجا که خواست.
در روشنای باران، در آفتاب ِ پاک

محمدرضا شفیعی کدکنی
اسفند 1345

800px-Viola002.jpg

علیرضا معتمدی :: صبح ۱۱:۴۳ :: Link :: Comments (3)

سه شنبه، 18 اسفندماه 1388

IMG_2885.jpg

علیرضا معتمدی :: صبح ۰:۵۴ :: Link :: Comments (16)

چهارشنبه، 12 اسفندماه 1388

سلام کن


شراب می‌دهند هان! دو دست را سبو بگیر
دو دست را بلند کن، بلند شو وضو بگیر

سبو وضو گرفته با شراب سرخ چشم تو
وضو گرفته با گلاب ناب ِ سرخ ِ چشم ِ تو
بیا و سرمه‌ای به سایه‌های پلک ِ شب بکش
و سرخی انار را به لب بزن، به لب بکش

عبیر و عود و مشک را، سپند ِ دانه‌دانه کُن
چراغ ِ داغ ِ باغ را تجلی‌ی جوانه کن
طلوع ِ دف ِ شمس را به صبح ِ من غزل بگو
دو بیت از شکر بخوان، سه مصرع از عسل بگو

به احترام نور ِ او قیام کن، قیام کن
در آسمان‌ترین زمین ستاره زد سلام کن

شعر حافظ ایمانی با صدا و موسیقی فرمان فتحعلیان شنیدنی‌ست.

علیرضا معتمدی :: صبح ۵:۳۷ :: Link :: Comments (5)
invisible