روزگار ِ نو
میخانهها را وا کنید ای باده خواران
پیمانه را احیا کنید ای مُل گساران
باده در ساغر کنید، توبهای دیگر کنید
خرقه از تن برکَنید، توبهها را بشکنید
آمد بهاران!
یادی از آئین مستانی کنید
تا سحر پیمانه گردانی کنید
روز و شب معشوقه بازیهای عرفانی کنید
مست پنهانی کنید، همچون خماران
توبه ها را بشکنید، آمد بهاران
عاشقان غوغا کنید، بر دل شیدا کنید
یک نفس گر میتوان ساغر زدن
پس چرا اندیشهی فردا کنید؟!
غصه از سر وا کنید، پیمانه را احیا کنید
ای بیقراران... آمد بهاران!
شعر صغیر اصفهانی را با صدای همای شنیدهاید؟

امسال سر سفرههای هفت سین دعای تحویل سال برایمان معنای دیگری خواهد داشت وقتی که خدای را میخوانیم: حول حالنا الی احسن الحال! و خدای بهار و تابستان و پائیز و زمستان بهتر از هر کسی میداند این دعای یگانهی بهاری، امسال عطر دیگری دارد.
خدایا این سرزمین را از بلا و قحطی و دروغ مصون بدار!
نوروزتان پیروز!

