سه شنبه، 1 بهمنماه 1387

200090

.
.
.
.
چه کسی خون شهدا را پامال می کند؟ چه کسی کشور و نظام را تضعیف می کند؟
مدیریت بی کفایت یا رسانه ی منتقد؟
.
.
.
.
.

علیرضا معتمدی :: بعدازظهر ۰:۱۹ :: Link :: Comments (20)

یکشنبه، 29 دیماه 1387

وقتی از هیچ چیز حرف نمی زنیم - 2


بعضی وقت ها آدم ترجیح می دهد به جای پست نوشتن در سایتش، بردارد به یک دوست نادیده نامه بنویسد. بعضی وقت ها آدم حوصله ی جمع را ندارد. دلش می خواهد فقط با یک نفر حرف بزند درباره ی یک راز کوچولوی نه چندان مهم. بعضی وقت ها آدم دلش می خواهد با یکی پچ پچ کند.

علیرضا معتمدی :: صبح ۱۰:۱۸ :: Link :: Comments (15)

سه شنبه، 24 دیماه 1387

وقتی از عشق حرف می زنیم - 11

عشق یعنی هرگز به هیچ کس نگویی که "او" اول عاشق شد
.
.
.
.
.

علیرضا معتمدی :: صبح ۱۰:۵۹ :: Link :: Comments (20)

جمعه، 20 دیماه 1387

wall.e

زمین پر از آشغال شده. آدم ها به آسمان مهاجرت کرده اند و کار ما شده است زباله جمع کردن. شب و روزمان را با یک سوسک مفلوک سر می کنیم، اما معلوم نیست ملاقات باEVE دلربا نصیب ما هم بشود. درست است که موقع تماشای فیلم خودمان را جای WALL.E فرض کرده ایم، اما خب... همه ی قصه ها که قرار نیست تبدیل به واقعیت شوند. همان طور که دختر شاه پریان عاشق هیچ کدام مان نشد، و شاهزاده ای با اسب سپید سراغ هیچ کدام از دوست دخترهای مان نیامد، وگرنه حالا روزگار همه مان بهتر از این ها بود.

Wall-E-EVE-1640-2.jpg

WALL.E شاهکاری دیگر از کارخانه ی رویا سازی پیکسار

علیرضا معتمدی :: بعدازظهر ۷:۰۵ :: Link :: Comments (18)

شنبه، 14 دیماه 1387

حال همه ی ما خوب است- 1

گفت و گوی مینو صابری را با بهزاد فراهانی در "رادیو زمانه" بخوانید.
عمو بهزاد یکی از دوست داشتنی ترین آدم هایی است که در عمرم دیده ام. دلم برای یک دست پوکر بازی کردن باش تنگ شده، به شرطی که عمو خسرو هم باشد،سیگار به دست در حال تماشای ما، و همه نشسته باشیم در آن خانه ی روستایی جنگلی و بیرون باران بی داد کند و چای پشت چای و عمو بهزاد برای مان بخواند، تصنیف های شورانگیر قدیمی.
دورادور برق نگاهش را می بینم که با چه عشقی از بچه هایش حرف می زند. از شقایق، رفیق سفرهای مشهد و گلی که همه ی ایران دوستش دارند:

05fq5h63rypislhb1lf.jpg

"دختر بزرگم، فرزند ارشدم شقایق.
انسان بسیار فرهیخته‌ای هست، بسیار دوست‌داشتنی، از متفکرینی است که مسئله‌ی اشراق و عرفان را دوست دارد، و دل سپرده‌ی آن راه است.
لوطی‌گری‌های خودش را دارد، عیّاری‌های خودش را دارد. جزو آن دسته از هنرمندانی است که اگر ناری در دستش باشد حتما اول دیگری را در می‌یابد.
در مورد دختر کوچکم، در واقع این اعجوبه‌ی دهه اخیر سینما و تآتر ایران. به هر حال بین هر ملتی، هر از چند سالی موجودی رخ نشان می‌دهد که تفاوت‌هایی دارد، ارزش‌هایی در آن نهفته هست، مثلا" در رشته آواز شجریان دیده می‌شود، در رشته نقاشی، قندریز در دهه چهل رخ نشان می‌دهد یا در شعر عرفانی ِ ناب سپهری، یا امروز آدمی مثل ابتهاج.
من فکر می‌کنم در عرصه بازیگری هم این یک پدیده‌ای است متعلق به ملت ایران که گل‌شیفته است. دختری است که با سن بسیار کمی که دارد دایره و گستره مطالعاتش بسیار وسیع است. شفافیتی در انسانیت‌اش هست که هرگز هیچ بند و بسط و گیر و داری، در شخصیت‌اش، در انتخاب آدم‌ها نیست. همه آدم‌ها را یکسان می‌پذیرد و دوست می‌دارد.
فکر نمی‌کنم کسی شنیده باشد که پشت سر کسی جز به تعریف کار دیگری کرده باشد. استعدادش روی صحنه فوق‌العاده است. ایست، نگاه، خلاقیت، گرمای سخن و گرمای انتقال احساس در او فوق‌العاده است..."
بقیه ی حرف هایش را خودتان بخوانید. این پست را هم بگذارید به حساب دلتنگی و احترام و علاقه.
و دست آخر این که امیدوارم عمو بهزاد همیشه سلامت باشد و خوشحال، مثل همین روزها که گلی اش در حال درخشیدن است و با وجود همه ی ناملایمات، حالش خوب است.

علیرضا معتمدی :: صبح ۲:۱۸ :: Link :: Comments (15)

جمعه، 13 دیماه 1387

با او حرف بزن - 2

173187_orig.jpg

علیرضا معتمدی :: صبح ۱:۳۶ :: Link :: Comments (2)
invisible