چهارشنبه، 7 آذرماه 1386

پیشنهاد وطن پرستانه

می توانم تماشای آخرین فیلم وودی آلن (اسکوپ) را به تان پیشنهاد کنم، یا دیدن چندباره ی سریال قصه های مجید را که مدتی ست سی دی اش در آمده. می توانم به تان توصیه کنم که بنشینید سر صبر سری ی سوم سریال گمشده (محصول شبکه ی تلویزیونی اِی بی سی) را تماشا کنید یا حتا بلیت بخرید بروید سینما و اتوبوس شب را ببینید و از بازی خسرو شکیبائی کیف کنید و صحنه ی گم شدن عماد را شب وقتی باد در نخلستان پیچیده ببینید و بغض تان را پنهان کنید. پیشنهادهای دم دست تر و بهتری هم می شود کرد. اما می خواهم برای این هفته تان دیدن یک فیلم مهجور، ساده و بی ادعا را پیشنهاد کنم. فیلم مستند "خبرنگاران جنگ". متأسفانه ما چندان عادت به تماشای فیلم مستند نداریم. چند نفر را در اطراف خود می شناسید که در لیست خرید کالاهای فرهنگی شان در کنار عناوین مختلف فیلم های روز هالیوودی که هر روز در نشریات مختلف معرفی می شوند، یادداشت کند که یادش نرود از فیلمی اش بخواهد پکیج شاهکار مستند بی بی سی را درمعرفی زمین برایش پیدا کند؟ خب بهتر است برویم سر اصل مطلب چون احتمال بسیار زیاد هست که من و شما هم جزو این دسته از افراد نباشیم!
20050920113951young-soldier.jpg
مستند ساده و معمولی خبرنگاران جنگ ساخته ی محسن قیصری به لحاظ فرم و ساختار شبیه به اغلب مستندهای دیگری ست که در این سال ها بارها و بارها از تلویزیون دیده ایم. فیلم های تبلیغاتی که از جنگ ساخته می شود، این یکی هم البته در مجموع فیلمی حماسی در ستایش سلحشوری های رزمندگان ایرانی ست، اما به تان قول می دهم که آن حس دافعه ای را که از دیدن اغلب فیلم های سفارشی در شما ایجاد می کند به سراغ تان نیاید. فیلم همان طور که از اسمش پیداست بر اساس مشاهدات چند خبرنگار جنگ به روزگار سخت شهر خرمشهر می پردازد. خرمشهر تحت اشغال تا بازپس گیری شهر. در فیلم تصاویر بکر و هرگز دیده نشده ای را از جنگ می بینید. از حاشیه تا متن. از رزمنده ای که در حال جان دادن است و گزارش گر به او شهادتش را پیشاپیش تبریک می گوید، تا راننده ی تانک سوخته ای که خود درحال سوختن تانکش را از میان تانک های سالم دور می کند. فیلم قرار است به واقعیت ها وفادار باشد، بنا بر این حتا عصبانیت رزمنده ی ایرانی را هم نشان می دهد که قصد دارد با انداختن نارنجک توی سنگری که تعدادی عراقی در آن گیر افتاده، انتقام این را که «از صبح تا حالا علاف شان کرده اند» ازشان بگیرد.
فیلم بی آن که لحنی حماسی داشته باشد به اثری حماسی تبدیل می شود. شما در فیلم شکوه میهن پرستی را تجربه خواهید کرد. وقتی که رزمندگان ایرانی به شهر ویران شده ی خرمشهر (که اکنون اسمش به کنایه ای تبدیل شده) وارد می شوند، یکی از معدود دفعاتی ست که در سینمای داستانی یا مستند جنگ شور وطن پرستی به تصویر کشیده می شود. آدم حتا بادیدن آن خرابه ها، مثل تک تک آن سربازها به خودش می گوید، همین یک وجب از خاک ویران شده ی ایران ارزش آن همه جنگیدن ها و کشته شدن ها و مشقت ها را داشت. درست به همین دلیل است که خبرنگاران جنگ ارزش دیدن پیدا می کند، چیزی را در شما زنده می کند که سال های بسیاری حتا حرف زدن از آن هم خوش آیند برخی نبوده است.
پی نوشت: فیلم را در ویدئو کلوپ ها ندیده ام، اما از آن جا که بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس آن را منتشر کرده از فروشگاه های وابسته به این بنیاد قابل تهیه است.
(هفته نامه ی شهروند امروز/ شماره ی 26/ چهار آذر 86)


علیرضا معتمدی :: صبح ۰:۳۳ :: Link :: Comments (10)

یکشنبه، 4 آذرماه 1386

رنگین کمان

عشق ما رنگین کمان است،
که به خورشید می گوید:
بسیار درخشان مباش
که من خواهم رفت!
و به تمامی پنهان مشو
که من خواهم رفت!
پس من آن عشق بزرگم،
که وصال ِ بزرگ و فراق ِ بزرگ
مرا خواهد کشت!


غادة السمان
ابدیت،لحظه ی عشق
ترجمه ی عبدالحسین فرزاد - نشرچشمه

علیرضا معتمدی :: بعدازظهر ۳:۴۵ :: Link :: Comments (5)

جمعه، 2 آذرماه 1386

انار

نه گندم
نه سیب
حوا به انگشت خوشه ی آتش را تُک شاخه نشان داد و آدم برایش انار چید از درخت
و ما به عشق همان صد دانه یاقوت در تبعید زاده شدیم
انار دانائی ست.
خدایا بابت همه ی دانه های همه ی انارهای دنیا دانه دانه شکر

101_0114.jpg

پی نوشت: هم نشینان خوبی برای نعمت ها باشید که آن ها گریز پایند، نشده است که از قومی دور شوند وسپس باز آیند. امام رضا.

علیرضا معتمدی :: صبح ۲:۴۹ :: Link :: Comments (6)

چهارشنبه، 23 آبانماه 1386

بکارت و فلسفه


داشتم خبری می خواندم درباره ی کشف داروی ترمیم پرده ی بکارت: «کافی است زنانی که اصطلاحا پرده بکارت خود را از دست داده اند، نیم ساعت قبل از رابطه جنسی در شب عروسی، این دارو را به صورت شیاف استعمال کنند تا اثرات معجزه آفرین آن را ببینند. این شیاف، در دمای درونی بدن، پوسته ژلاتینی خود را پاره می کند و محتوی آن به صورت مایع قرمز رنگی از واژن خارج می شود.» دلم خواست این را از شما آقایان بپرسم، ازدواج با یک دختر باکره چه قدر برای تان اهمیت دارد؟ و خانم ها هم لطفاً جواب بدهند که چه قدر به دختر خانومی که شب عروسیش این دارو را مصرف می کند حق می دهند؟.
پی نوشت اول: قول می دهم اگر نخواستید نظرتان را منتشر نکنم .
پ.ن دوم: اصل خبر را هم می توانید این جا بخوانید.

78191_807.jpg
عکس تزئینی ست!!


علیرضا معتمدی :: صبح ۳:۱۷ :: Link :: Comments (29)

جمعه، 18 آبانماه 1386

استفتاء یا چرا در این مدت پست جدید ننوشتم و حوصله ی رفتن به کافی نت را نداشتم و آدرس کنترل پنلم را هم نمی دانستم

سوآل: چرا استفاده از اینترنت حرام است؟
جواب: زیرا انسان می رود به مشهد و بلیت برگشت ندارد و هوس وب گردی می کند و شبانه می رود توی بالکن و سیم تلفن همساده را از جا می کَنَد که بیاورد باهاش آنلاین بشود اما سیم تا لب بالکن بیش تر نمی آید و انسان باید تا کمر خم شود تا سیم برسد و سیم کوتاه است و انسان سوکت ندارد که بکُند توی سوراخ پی سی و نصف شبی انسان می افتد به دی ... ثی که یک سیم ِ لنگ در هوا را چگونه به جریان آزاد اطلاعات و دهکده ی جهانی فرو کند و تازه بعدش هم نمی تواند سیمِ همساده را بگذارد سر جایش و قس علیهذه.
سوآل: اگر انسان انقدری که شما فکرش را می کنید گیج نباشد و قبلش در بازگشت از حرَم کارت اینترنت خریده باشد حُکمش چیست؟
جواب: گشنیز!

پی نوشت: این پست دهه ی شصتی امیر قادری را هم بخوانید که معرکه است.
فعلاً همین.

علیرضا معتمدی :: بعدازظهر ۱:۵۸ :: Link :: Comments (8)
invisible