تشکیک
مریم گلی، یکی از خواننده های نازنین این جا، کامنتی گذاشته و به قول علما در موضوع روزانه نویسی و با برنامه نویسی مان تشکیک کرده است. وی سپس افزود!:
"اين شكل جديد يه مقدار برام نا مأنوسه. اينكه يه برنامه واسه نوشتنتون داشته باشيد در نگاه اول شايد خيلي خوب و نظام مند به نظر برسه، ولي خواننده رو مقداري محدود مي كنه. خود من دوست ندارم بدونم كه مثلاً شما امروز قراره درباره سينما بنويسين. دوست دارم وقتي صفحه رو باز مي كنم ندونم قراره چي بخونم. اين موضوع موقعيت خوبي رو واسه آدم ايجاد مي كنه. نظم خيلي خوبه. ولي تو بعضي موارد بي نظمي ترجيح داره. يه جور شكل رسمي ميده به نوشته ها و اين هر روز نوشتن (كه البته اين موضوعش اصلاً به من ربطي نداره) يه كم راه رو براي بحث هايي كه بعضي وقتا ايجاد مي شد مي بنده. درسته كه من تو بحثا شركت نمي كردم ولي واقعاً از خوندن و طرحشون خيلي لذت مي بردم. چون اين جور بحثا چيزيه كه تو بستر زمان شكل مي گيره و اگه قرار باشه شما روزانه بنويسين و بحث هنوز ادامه پيدا كنه امكان پيگيريش توي نظرات قبلي مقداري مشكله. اين كه خودتون رو ملزم بدونين (البته نه با اين شدت كه من گفتم) درباره يه موضوع خاص در يه روز خاص با عنواني خاص بنويسين يه كم از احساساتي كه در نوشته قراره دخيل باشه كم مي كنه. مثلاً مسابقه فوتبالي برگزار شده. شما موقعي مي تونين بهتر درباره اش بنويسين كه تو تب و تابش هستين. نميگم نمي تونين اين كار رو بكنين ولي قبول كنين ديگه ممكنه اون لطف رو نداشته باشه. اگر هم با تب و تاب بنويسين و بذارين توي روزي كه قراره موضوع آزاد باشه مطرحش كنين، كهنه ميشه. يا حداقل دوست داشتم اگه قراره همچين رويه اي در پيش گرفته شه از موضوع باخبر نمي شدم... "
نظر شما در این باره چی ست؟ راستش من خودم هم بعد از این چند روز احساسی کم و بیش شبیه به مریم پیدا کردم. یعنی خیال می کنم که با این شیوه ی جدید نوشته ها آن طور که باید خوانده نمی شود و روش صحبت نمی شود. هر روز که می خواهم یک پست جدید بنویسم حس ناخوش آیندی دارم که آن چه روز قبل نوشته ام به این زودی دارد کهنه می شود. مثلاً آن مطلب سرخ پوست را دلم می خواست یک هفته همین طور بگذارم جلوی چشم تان باشد. می دانید که منظورم چیست؟
خب پس لطفاً در این دوسه روزی که من کماکان درگیر فیلمبرداری هستم شما نظراتتان را بفرمائید.