عمو خسرو

پنج ماه پیش گفت تو که این همه با آدم ها گشته ای، این همه خاطرات خوب داری، این همه لحظه های معمولی را خوب می نویسی، حیف نکن کتاب خاطرات خواندنی ات را. نگه شان دار و کتاب شان کن وقتی که پیر شدی.
گفتم چشم عمو خسرو!
چه می دانستم که این سکوت را اول باید از خودت شروع کنم.