درها الکی وقت آدم را تلف می کنند
یکی دیگر از آن فیلم هائی که باید ببینید پیش از آن که بمیرید. مهم نیست که موسیقی راک را دوست دارید یا نه. دورز، شاهکار الیور استون درباره ی یکی از موفق ترین گروه های راک عالم موسیقی و خواننده ی مشهور آن ها جیم موریسون است. موریسون قطعاً یکی از خدایان متعددی ست که در دهه ی 1960 در آمریکا ظهور کردند. مانا دوست قدیمی ی صمیمی ام سال ها عاشق جیم موریسون بود و من تا فیلم دورز را ندیده بودم نمی دانستم این عشق بزرگ از کجا سرچشمه گرفته است. دیوانه ی این جوانک یاغی خواهید شد که در 21 سالگی درخشید و در 24 سالگی پس از انتشار تنها سه آلبوم در حالی که به مقام خدائی در موسیقی رسیده بود درگذشت.
فیلم را یک غروب دلپذیر و داغ بهاری میان آب های خلیج فارس روی لپ تاپم دیدم، هدفون به گوش و فردا که به تهران بازگشتم اولین کارم صدا کردن مانا بود که باز با هم به تماشای این فیلم مسحور کننده بنشینیم.

دورز برایم شبیه به یک معجزه بود. جیم موریسون مدام از مرگ حرف می زند و از مار ش (درست شبیه به شازده کوچولو در صحرا) و تکرار می کند که همه چیز یک راز است. معجزه ای بود وقتی که دریافتم آدم باید یک راز ناگشوده باشد تا جاودان بماند.
جیم موریسون آشکارا یک هنرمند ضد اخلاق غیرقابل تحمل است. اما چه اهمیتی دارد؟ او بین جاودانگی و آدم خوبی بودن اولی را انتخاب کرد. به نظرم انتخاب غلطی نکرد. مهم این است که او و هنر پیشروی او هنوز که هنوز است همچو یک راز سر به مهر جذاب و تازه اند.