پیامبری دیگر

خدای من از هورتون هم مهربان تر است که آن همه خودش را به آب و آتش زد برای نجات دنیای موجوداتی که یکی از هاگ های یک گل وحشی همه ی جهان شان بود، گرچه دنیای ما با همه ی بزرگی اش یک هزارم آن سیاره ی کوچک هم نیست، اما چه باک که خدای من هزاران هزار برابر هورتون مهربان و دوست داشتنی ست.
شاید هم بهتر بود می گفتم هورتون یکی از میلیاردها پیامبر روی زمین است. پیامبری که رسالتش نجات یک گل میخک است از میان آن همه گل یک رنگ و معطر وحشی. رسالتی به اهمیت رسالت نوح نبی شاید.
یک انیمیشن غریب و غافلگیر کننده درباره ی خدا و هستی. هورتون درباره ی یکی از تکراری ترین تخیلات بشر است، این که دور از ما چه موجودات دیگری زندگی می کنند، آیا چنان که مورچه ها برای ما موجودات کوچکی هستند ما هم برای موجودات دیگری چنین کوچک و ناتوانیم؟ (من از بچگی شصت هزار بار تا حالا به این موضوع فکر کرده ام)
و آن صحنه ی نیایش گونه ی پایانی شاهکار است، جائی که آن موجودات کوچک روی هاگ یک صدا فریاد می زنند که ما این جا هستیم، و هورتون که مسیح وار گل میخکش را همچو صلیب همراه خود می برد.